و در برخى موارد ، ديدگاههاى خاصّ عرفانى يا اخلاقى بر آثار ، حاكم بوده و جنبهء فهم حديثى آنها كمرنگ شده است . از اين رو ، اثر پيش رو ، اين امتياز ويژه را دارد كه در حجمى وسيع و در ابعاد مختلف ، به موضوع عقل از نگاه روايات ، پرداخته و توانسته است به يك ديدگاه نسبتاً مورد قبول در مورد مجموع روايات « كتاب العقل و الجهل » اصول الكافى با نگاهى به شرح ملّا صدرا بر اين روايات ، داشته باشد و از طرف ديگر ، به برخى جنبههاى اخلاقى و فلسفى و معرفتى در موضوع بحث عقل نيز - كه در روايات به نوعى مطرح شده است - بپردازد . در مجموع ، مىتوان اين اثر را به مقدّمهاى در شناخت عقل از منظر روايات و داراى جايگاهى ممتاز در بين آثار مشابه ، ارزيابى كرد .
مقدّمه
امتياز اساسى انسان از ديگر موجودات ، داشتن عقل است ؛ قوّهء مدركهاى كه در لغت به معناى حفظ ، جمع و منع است و در علوم مختلف ، در اصطلاحات گوناگونى به كار رفته است . كاربرد فراوان واژهء عقل در قرآن و روايات ، نشاندهندهء اهمّيت عقل در فرهنگ اسلامى است . در روايات ، اوصاف فراوانى براى عقل ذكر شده كه فهم آنها ، منوط به فهم معناى عقل است . اين اوصاف كه بيشتر در « كتاب العقل و الجهل » اصول الكافى مطرح شدهاند ، براى دو نوع عقل ، يعنى عقل انسانى و عقل روحانى ، بيان گرديده است .
عقل روحانى ، برترين مخلوق خداوند است كه مورد استنطاق و امتحان ، قرار گرفت و از آزمون ، سربلند بيرون آمد . عقل انسانى نيز كه داراى كاركردهاى نظرى ، عملى ، اخلاقى و عبادى است ، با ايجاد معرفت ، به كاركرد عقلانى مىرسد .
عقل روحانى و عقل انسانى ، از نظر روايات ، يك حقيقتاند . ملّا صدرا ، شارح اصول الكافى ، پس از بيان شش معنا براى عقل ، نحوهء اين يگانگى و وحدت را توضيح