الْأَلْبابِ »
« 1 » . « 2 »
تا بندهاى واجبات را به عقل خود در نيابد ، آنها را انجام نداده است . همهء عابدان ، در فضيلت عبادتشان ، به پاى عاقل نمىرسند و عاقلان ، همان صاحبان خردند كه بارى تعالى دربارهء ايشان فرموده : « تنها صاحبان خرد ، اندرز مىپذيرند » .
با عنايت به حديث مذكور ، مىتوان به چند نكته پىبرد : اولًا ، اهمّيت و جايگاه خاص معرفت و شناخت در اسلام را درك كرد ؛ ثانياً ، فقط عبادتى مورد قبول درگاه احديّت واقع مىشود و كسى به سرمنزل مقصود مىرسد كه عبادتش بر مبناى معرفت و آگاهى باشد . پس مىتوان گفت كه داشتن شناخت ، شرط صحّت عبادت است و چون « عقل » ، به اذعان همهء متفكّران و متكلّمان ، ابزار معرفت است ، لذا جايگاه عقل نيز روشن مىگردد .
اينك چه زيباست نگاهى اجمالى به احاديث عقل در الكافى بيندازيم و گزارشى از آن ارائه نماييم . براى اين منظور ، لازم است ابتدا در معناى عقل ، كنكاشى صورت پذيرد .
معناشناسى عقل
معناى لغوى عقل
« عقل » در لغت ، هم معناى مصدرى دارد و هم معناى اسمى . جوهرى در الصّحاح ، در معناى عقل چنين مىنويسد :
العقل : الحِجر و النُهى . ورجلٌ عاقلٌ و عقولٌ و قد عَقَلَ يَعقلُ و عقلًا و معقولًا أيضاً ، و هو مصدر ، و قالَ سيبويه : هو صفةٌ و كان يقول : إنّ المصدر لايأتى على وزن
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 269 .
( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ح 11 .