مشترك است . « 1 » از اين دست رجال ، در اسناد الكافى ، فراوان يافت مىشوند ، مثل محمّد بن سنان ، ابن محبوب ، ابن فضّال و . . . .
ط . تنوّع موضوعات
كلينى از نظر تنوّع موضوعات ، در « كتاب الحجّة » ، ابواب مشخّصى را به مسائل تاريخى ، اختصاص داده است و با عنوان « ابواب التاريخ » ، مسائل مربوط به تاريخ پيامبر و ائمّه عليهم السلام را آورده است كه شامل 257 حديث مىشود ؛ امّا بخارى به اين موضوع ، بابى اختصاص نداده و در ابواب مختلف همچون « بدء الوحى » ، مسائل تاريخى را آورده است .
خلاصهء بحث
جمعآورى احاديث ، از امور حياتى دين اسلام بوده و هست . در اين ميان ، از اهل سنّت ، بخارى و از شيعه ، كلينى ، اوّلين كسانى بودند كه بدين كار اقدام كردند . اين دو محدّث ، از جهات مختلف ، وجوه مشترك دارند ؛ چرا كه هر دو ، ايرانى بودند و به سفارش خيرخواهانهء دوستان و اطرافيان خود ، و دغدغهء از بين رفتن احاديث ، و وجود احاديث مجعول در ميان احاديث صحيح ، به اين كار ، اقدام كردند . پس ، نيّت هر دو محدّث ، تفكيك احاديث صحيح از غير صحيح بوده است .
البته از جهاتى نيز با يكديگر تفاوت داشتهاند . از جمله اين كه دوستان كلينى و رجال شيعه و حتّى رجال اهل سنّت ، مرحوم كلينى را صد در صد تأييد مىكنند و از او جز خير ، دلسوزى و تلاش ، سخن نمىگويند ؛ امّا در مورد بخارى ، برخى از بزرگان اهل سنّت نيز به وى ، به ديدهء ترديد مىنگرند و در خيرخواهى او بعضاً ترديد مىكنند .
گرچه الكافى و صحيح البخارى ، هر دو از آفت احاديث مدلس ، دور نبودهاند ( البته
هامش
( 1 ) . ر . ك : هداية المحدّثين ، ص 258 .