مىدانند . « 1 » از لابهلاى اوراق كتاب ، دليلى بر اين كه كلينى ، اين نام را براى كتاب خود انتخاب كرده ، يافت نشد و علماى پس از او ، اين نام را براى كتاب كلينى انتخاب كردهاند . براى اين انتخاب نيز دو دليل ذكر مىكنند :
يك . از مقدمهء كتاب ، استفاده كردهاند . در مقدمهء كتاب چنين آمده است :
و قلت : إنك تحبّ أن يكون عندك كتاب كاف يجمع فيه من جميع الفنون . « 2 »
دو . گفته شده است كه كتاب الكافى ، بر حضرت مهدى عليه السلام عرضه شده است و آن حضرت ، در مورد آن فرموده است : « هذا كاف لشيعتنا » « 3 » و اين سخن امام عليه السلام ، باعث انتخاب اين نام شده است .
گرچه براى مورد دوم ، مدرك و مستندى معتبر ، به دست نيامده است ، امّا دليل اوّل ، مىتواند دليل مناسبى براى انتخاب اين نام باشد .
4 . منابع و مآخذ
كلينى ، مشايخ زيادى داشته است و از اساتيد برجستهء او ، مىتوان از على بن ابراهيم قمى و محمّد بن يحيى ياد كرد و تعبير « حدّثنى » ، گوياى استفادهء حضورى از اين دو استاد است . « 4 » همچنين از تعبير « قال » ، مىتوان اين طور استفاده كرد ؛ زيرا وى با تعبير « قال » ، به نقل حديث از مشايخ خود مىپردازد ، « 5 » كه نشانهء اجازه يا مناوله « 6 » است . معلّق
هامش
( 1 ) . الفهرست ، شيخ طوسى ، ص 161 .
( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 8 .
( 3 ) . خاتمة المستدرك ، ج 1 ، ص 39 .
( 4 ) . الكافى ، ج 4 ، ص 184 و ج 7 ، ص 271 و 174 - 176 .
( 5 ) . همان ، ج 7 ، ص 274 .
( 6 ) . مناوله ، نوعاً با اجازه ، توأم است . مثل اين است كه وقتى كتاب خود را به شاگردش مىدهد ، به وى اجازهء نقل آن را هم بدهد .