هست و همهء سخنها را مىشنود . به عنوان نمونه ، از امام صادق عليه السلام دربارهء قول خداى تعالى ، روايتى نقل مىكند كه حضرت دربارهء آيهء : «
« ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ » ؛
« 1 » رازگويى ، ميان سه نفر نباشد جز اين كه خدا ، چهارمين آنهاست و نه ميان پنج نفر ، جز اين كه او ششمين آنهاست » ، فرمود :
او ، يكتاست و ذاتش ، يگانه و از خلقش جداست و خود را اين گونه توصيف نموده است ( چيزى مانند او نيست ) . و او به همه احاطه دارد ( نه احاطهء ظرف بر مظروف ، بلكه ) به طور زير نظر داشتن و فراگرفتن . و هيچ چيزى در آسمانها و زمين ، از علم او پنهان نيست ، چه از نظر احاطه و علم ، و چه از نظر ذات و حقيقت ؛ زيرا اماكن ، به چهار حدّ ( راست ، چپ ، جلو و عقب ) محدود و مشتملاند و اگر از نظر ذات و حقيقت باشد ، لازم آيد كه دربر گيرد .
باب خداى رحمان ، بر عرش ، استوا دارد
كلينى ، در اين باب ، به يكى از آيات متشابه قرآن و روايات تفسيرى اهل بيت عليهم السلام مىپردازد . براى نمونه ، دربارهء تفسير آيهء «
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » ؛
« 2 » رحمان ، بر عرش ، استوا دارد » ، از امام صادق عليه السلام ، سؤال شد . حضرت فرمود :
او ، بر همه چيز ، مسلّط است . چيزى به او نزديكتر از چيز ديگر نيست .
و باز در اين باره فرمود :
نسبت به همه چيز ، برابر است . چيزى به او نزديكتر از چيز ديگر نيست .
ابن حجاج مىگويد : از امام صادق عليه السلام ، دربارهء قول خداى تعالى « رحمان ، بر عرش ، استوا دارد » ، پرسيدم ، فرمود :
او ، در همه چيز ، استوا دارد ، و چيزى به او نزديكتر از چيز ديگر نيست .
هامش
( 1 ) . سورهء مجادله ، آيهء 7 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 172 .
( 2 ) . سورهء طه ، آيهء 5 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 173 .