او دست نمىيابد .
مگر نمىبينى خداوند چه مىفرمايد :
« قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ » ؛
« 1 »
از پروردگارت ، بصيرتها سوى شما آمده .
مقصود ، بينايى به چشم نيست .
نكتهء قابل توجّه در تفسير « بصر » به « وهم » ، آن است كه چشم ، آنچه را مىبيند ، به ذهن ، منتقل و بر اساس آن ، تصوّر مىكند و الّا عكسبردارى بدون تحليل و تصوّر ، مانند دوربينى است كه صورت چيزى را مىاندازد كه اگر فكر و انديشه و تصوّرى نباشد ، چيزى نخواهد بود .
باب نهى از توصيف خدا ، به غير آنچه خود خدا توصيف نموده است
امام صادق عليه السلام فرمود :
همانا ، خدا را نمىتوان توصيف كرد ؛ چگونه مىتوان توصيفش نمود كه در كتابش مىفرمايد :
« وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ » ؛
« 2 » خدا را چنان كه شأن اوست ، نمىشناختند .
پس خدا با هيچ مقياسى توصيف نمىشود ، جز آن كه بزرگتر از آن است و فرمود :
خدا بزرگ است و با رفعت . بندگان ، نمىتوانند توصيفش كنند و به حقيقتِ عظمتش نمىرسند . بينايىها او را درك نمىكنند و او بينايىها را درك مىكند و او لطيف و آگاه است . به چگونگى ، جايگزينى و چهسويى توصيف نمىشود [ نمىتوان گفت كه خدا چگونه است يا به كجاست يا بر چه سوار است ] .
در اين روايت ، با استناد به آيهء قرآن ، به توقيفى بودن صفات حضرت حقّ ، تصريح شده است . اگر مىخواهيم خدا را بشناسيم و از اسما و صفات او آگاه باشيم ، بايد به همان اندازهاى بسنده كنيم كه ما را شناساندهاند ؛ زيرا خدا را آن چنان كه در شأن اوست ، نمىتوان شناخت .
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 104 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 132 .
( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 91 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 138 .