هيچ دورى ، از او دور نيست و هيچ نزديكى ، به او نزديك نيست . او نسبت به همه چيز ، برابر است . « 1 »
باب اوست كه در آسمان ، معبود و در زمين ، معبود است
هشام بن حكم مىگويد : ابو شاكر ديصانى گفت : آيهاى در قرآن است كه گفتهء ما را مىرساند . گفتم : كدام آيه ؟ گفت : آيهء :
« وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ » ؛
« 2 »
اوست كه در آسمان ، معبود و در زمين ، معبود است .
[ يعنى خدايى در آسمان است و خدايى در روى زمين است ؛ يعنى كلام اهل شرك ]
هشام مىگويد : من نمىدانستم كه چگونه جوابش را بدهم . مغلوب شدم [ و سپس به حج رفتم ] و به امام صادق عليه السلام گزارش دادم . حضرت فرمود :
اين سخن زنديقى خبيث است . چون به سويش بازگشتى ، به او بگو : اسم تو در كوفه چيست ؟ او مىگويد : فلان . سپس بگو : اسم تو در بصره چيست ؟ او مىگويد : همان فلان . پس بگو : همچنين است پروردگار ما ؛ در آسمان ، معبود و در زمين ، معبود است و در درياها ، معبود است و در بيابانها ، معبود است و در همه جا ، معبود است .
هشام مىگويد : من بازگشتم و نزد ابوشاكر آمدم و به او بازگفتم . او گفت : اين جواب ، از حجاز آمده است . « 3 »
باب عرش و كرسى
در اين باب ، كلينى به توضيح مفاهيم قرآنى دربارهء ذات حقّ پرداخته است . به عنوان
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 173 .
( 2 ) . سورهء زخرف ، آيهء 84 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 174 .
( 3 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 173 .