در صحن شريف ابىجعفر سيد محمد ، نشسته بودم . متوجه شدم شخصى عرب در حالى كه يكى از دستهايش را به گردن بسته بود ، وارد آستانه شد . نزديك رفتم و از علت مريضى او سؤال كردم . در جوابم گفت : « سال گذشته ، روزى به منزل خواهرم رفتم . ديدم در حياط ، گوسفندى بسته است . خواستم ذبح كنم و بخورم ؛ خواهرم اجازه نداد و گفت كه اين گوسفند نذر سيد محمد است .
من به حرف او توجه نكردم و آن را ذبح كردم . پس از سه روز ، آثار شلى در دستم ، نمايان گشت و روز به روز ، بدتر شد . من متوجه علت آن نبودم ؛ تا اينكه در اين اواخر متوجه عملم شدم . حالا هم پشيمانم و براى شفا به آستانه سيد محمد آمدم » . سپس با همراهيان ، وارد حرم شد و شروع به گريه و زارى كرد . پس از ساعتى ، ديدم دستش را حركت مىدهد . سجده شكر بهجا آورد و نذر كرد هرسال ، گوسفندى بياورد و به نيت سيد محمد ، ذبح كند . « 1 »
محمدعلى اردوبادى ( 1312 - 1380 ه - . ق ) ، فقيه و پژوهشگر ساكن نجف اشرف ، تصميم گرفت براى هديه به امام زمان ( عج ) ، كتابى درباره عموى ايشان ، امامزاده سيدمحمد ، فرزند امام هادى ( ع ) مدفون در شهر دجيل در شمال بغداد ، تأليف كند . از اينرو كتاب « حياة و كرامات ابوجعفر محمد بن الامام على الهادى ( ع ) » را به زبان عربى نوشت . ترجمه فارسى اين كتاب نيز با مقدمه على اكبر مهدىپور ، منتشر شده است .
هامش
( 1 ) . ابو جعفر محمد بن على الهادى ، غروى اردوبادى ، ص 40 .