سيد محمد ، به اندازه اى جليل القدر و عظيم الشأن بوده است كه شيعيان خيال مىكردند او ، امام بعدى است . ياران امام هادى ( ع ) نيز درباره امامت وى ، از امام سؤال مىكردند . « على بن عمرو نوفلى » مىگويد :
همراه ابىالحسن ( ع ) در حياط منزلشان بوديم كه پسرش محمد ، از جلوى ما گذشت . گفتم : « فدايت شوم ! » آيا امام ما بعد از شما ، ايشان است ؟ » امام در جواب من فرمود : « نه . امام شما بعد از من ، حسن است » . « 1 »
علاقه امام به سيد محمد
امام هادى ( ع ) و فرزندش امام حسن عسكرى ( ع ) ، به محمد ، بسيار ابراز علاقه مىكردند ؛ به طورى كه امام براى او ، مجلس ختم برگزار كرد . جمعى از بنى هاشم ، از جمله حسن بن حسن افطس ، نقل كرده اند :
روز وفات سيد محمد ، به خانه امام هادى ( ع ) رفتيم و ديديم در صحن خانه ، بساط گستردهاند و مردم دور تا دور ، نشستهاند . جمعيت را تخمين زديم ، غير از موالى و ساير مردم ، 150 نفر از آل ابىطالب ، بنىهاشم و قريش ، حضور داشتند . ناگهان امام حسن عسكرى ( ع ) در حالىكه گريبان خود را در مرگ برادر ، چاك كرده بود ، وارد شد و كنار پدر ايستاد . ما حضرت را نمىشناختيم . پس از ساعتى ، حضرت امام هادى ( ع ) رو به او كرده و فرمود :
« يا بُنَي أَحْدِثْ لِلهِ شُكْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِيكَ أَمْراً » .
امام حسن ( ع ) گريه كرد و گفت :
« الْحَمْدُ لِلهِ رَبّ الْعالَمِينَ ، اياهُ نَشْكُرُ نِعَمَهُ عَلَينا وَإِنّا لِلهِ وَإِنّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ » .
پرسيدم : « او كيست ؟ » جواب داد : « حسن ( ع )
هامش
( 1 ) . كافى ، ج ، 1 ص 325 .