عالِمى چون بگذرد از روزگار * عالَمى گريان شود بىاختيار
از وجود عالِمان دين بود * نظم اين گردنده گيتى برقرار
هر كه شد با عالِمان دين قرين * شد بدور زندگانى كامكار
ملت إيران از اين دانشوران * يافت در دور جهانى اقتدار
رهبران دين ز جانبازى خويش * خوش برآوردند از دشمن دمار
مجد دين مجد شرف مجد كمال * بود عمرى در ره حقّ استوار
تا كه از جمع عزيزان شد جدا * قلب أهل دين شد از غم داغدار
گرچه آن بحر كمال ومعرفت * رفته أو از عالم ناپايدار
مانده از أو شاخههاى بارور * در جهان علم ودانش يادگار
اين مصيبت را به أهل علم ودين * خاصه بر آن رهبر والا تبار
تسليت گوييم وداريم آرزو * عمرشان باشد به گيتى پايدار
خاندانش را بخواهم تا ابد * در پناه حضرت پروردگار
5 . ومنهم الشاعر البارع الأستاذ فضلاللَّه خان الاعتمادي الخوئي ( برنا ) :
مجد العلماء كه مجد دين نامش بود * حب حقّ وحب دين مى جامش بود