آن كه جدّ جدّ وباب جدّ وجدّ ووالدش * بودهاند از عالمان نامى اين مرز وبوم
آن كه در أو جمع آمد ز اكتساب وانتساب * بر مقام مقتدايى هرچه را بودى لزوم
آن كه در راه هدايت بود درس وبحث أو * مشعلى تابان عليه كفر والحاد وظلوم
آن كه مشهور ومكرّم بود در بين خواص * آن كه معروف ومعزّز بود در نزد عموم
شد مكين ، مأمن معبود زين دار المحن * رو سوى روضات عقبا كرد زين دار الهموم
دوستانش سال فوتش را به أبجد خواستند * تا شود معلوم در مصراعي از جمع رقوم
خامهء برنا پى تاريخ فوت أو نوشت * « بوده مجدالدّين معينِ شرعِ قرآن وعلوم »
( 1403 ق )
« بود مجد الدين معينِ شرع وقرآن وعلوم » « 1 »
( 1403 ق )
هامش
( 1 ) . تاريخ علمي واجتماعي أصفهان در دو قرن أخير ، ج 3 ، ص 377 .