تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض نجف ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
كاشف كرامت بود . اين بزرگوار بسيار باصفا و با حقيقت [ بود ] علاوه بر اين كه در افتا و تدريس در موقعى كه در اصفهان حوزه علمى بزرگى داشت درجه اول بود ، حكومت شرعيّه آن زمان نيز به عهده آن بزرگوار بود . در حلّ و فصل قضا و كمك به مظلومان بسيار ساعى و كوشا بود » . « 1 » آية الله شيخ محمد باقر زند كرمانى مى نويسد : « گويا خداوند كريم ، اين فنّ عظيم [ فقاهت ] را جزء ذات اين فقيه بىنظير قرار داده است . فقه استدلالى را نه ملكه ايشان بل طبيعت ثانويش گردانده بود . كمتر استفتاء و سؤالى شده بود كه در جواب به ادلّه مسأله اشاره نفرموده باشد . مدّت‌هايى كه بعداً در سفر دوّمين خود به اصفهان كه مقيم گرديده ، اغلب اوقات به صحبت و خدمتش مشرّف بودم ياد ندارم كه براى جوابى مراجعه به كتابى فرمايد . از عجايب كه مكرّر ديدم اين بود كه در حال ضعف مفرطى كه مخصوصاً بعد از ناهار به وجود شريفش دست مىداد ، و گاهى تا غروب بلكه مغرب طول مىكشيد ، يك جواب را در خلال دو سه مرتبه ضعف مىنگاشت و كوچك‌ترين سهو قلمى در مكتوبات ديده نشد . از تأليفات ايشان حاشيه نفيسى است بر « فرائد » كه طبع نشده . فقط چيزى كه به طبع رسيده رساله عملى است كه حاشيه فرموده رساله مرحوم آخوند ملا محمد باقر فشاركى برادر خودش را . رجحان كهتر بر مهتر ، از همان حاشيه ، بر ارباب بصيرت پيدا و هويداست » . « 2 » مرحوم محمد ابراهيم جواهرى مىنويسد : آية الله شيخ حسين فشاركى از علما و فقها و مراجع تقليد صاحب رساله عمليّه ، در اصفهان نفوذ و قدرت معنوى داشت . رضا شاه در زمانى كه سردار سپه بود به خانه او آمد . دولتىها از او حساب مىبردند و همه كارى را نمىتوانستند بكنند . ابوى نگارنده مرحوم حاج ملا اسماعيل جواهرى
هامش
( 1 ) . مقدّمه مناهج الشارعين ، از سيد جمال الدين ميردامادى . ( 2 ) . فطرت بيدار زمان ص 44 - 43 .