چون شاه رسل فارغ ز اعمال مناسك شد * زد خرگه كيوان قدر از بيت خدا بيرون
آنگاه سفير وحى جبريل فرود آمد * كاى آنكه طفيل تو هفت اختر و نُه گردون
اى شاه رسل « بَلّغ مَا أُنزِلَ مِن رَبّكَ » * تا چند جمال يار در پرده بُوَد مكنون
پس طى مراحل كرد تا ارض غدير خم * آنگاه فرود آمد با خيل ز حد افزون
آنگه ز جهاز نوق يك منبركى عالى * تشكيل همىدادند اندر وسط هامون
از حر هجير آن روز وز شدت آن رمضا * گويى كرهى نار است سطح جبل و هامون
پس پاى فلك پيما بگذاشت روى منبر * درج دهنش وا كرد بر خطبهى خوش مضمون
مردم همه صف در صف مَادِينَ لَهُ الأَعنَاق * كز مصدر اجلالش صادر چه شود قانون
فرمود ورا برخيز اى حافظ شرع من * اى آنكه تويى از من در منزلت هارون
عربى سرايان آذرى زبان ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: جعفر رحمن زاده صوفيانى
ص٥٢