تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عربى سرايان آذرى زبان ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
هر چند نِيم داخل در رشته‌ى شعرييون * رانم سخن از شاهى در مرحله‌ى ابداع او بود غرض زامر تكوينى كاف و نون * شاهى كه بود علت بر قاطبه‌ى معلول سرلوح بود نامش در دفتر عليون * شاهان جهان يكسر در درگه او چاكر هم قيصر و اسكندر هم لوئى و ناپلئون * آدم نشدى مسجود بر قاطبه‌ى املاك گر طينت او نابود از نور ولا معجون * گر حب رخش نابود اندر پسر آذر آذر نشدى بر وى سبز و گل گوناگون * ادريس كه تاسيس تدريس علوم از اوست در جنب كمالاتش چون قطره‌اى از جيحون * شاهى كه نبى مامور از مصدر اعلا شد نصبش كند و اكمال سازد نعم بىچون * گر طالب تفصيلى اين مطلب مجمل را توضيح دهم الحال تشريح كنم اكنون