بويژه اينكه بسيارى از آنها آيهى كريمه نيز استشهاد شده است . « 1 »
و بعض عامه روايتى نقل كردهاند از « عمر » كه آن نيز با قراءت مشهور تناسب دارد و قراءت مشهور را تقويت كردهاند . « 2 »
ولى قراءت به صيغهى ماضى مؤيدى دارد و آن تناسب در عطفها است - بنابر اينكه عطف بر ( جعلنا ) باشد - چه اينكه ( جعلنا ) ماضى است و ( عهدنا ) هم كه در ادامه آمده ماضى مىباشد و به اين لحاظ ماضى تناسب دارد .
ولى جوابى كه مىتوان در تأييد و مناسب بودن صيغهى امر داد اين است كه : مسنداليه جعلنا و عهدنا حضرت حق جلّ وعلا است و در صورت امر بودن صيغه ، متكلم و مُنشِئ خطاب حضرت مىشود و به نوعى ( واتخذوا ) اسناد دادهى به حضرت حق جلّ وعلا مىشود ، بر خلاف صيغهى ماضى كه مسنداليه در اين صورت غير حضرت حق مىشود . و به اين لحاظ لفظ ماضى بى تناسب است . گذشته از اين كه در قرآن مجيد خيلى مواقع « سياق قبل و بعد » متفاوت از اصل مطلب بيان شده است « 3 » ؛ و بايد در اين مورد اولًا به روايات معصومين و ثانياً شهرت روايت اعتنا شود .
مبحث سوم : مخاطب چه كسى است ؟
برخى مفسرين اين احتمال را مطرح كردهاند كه مخاطب در آيه « يهود » و « بنى اسرائيل » باشند ؛ و اين را متناسب با عطف بر
( يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ )
« 4 » كه در
هامش
( 1 ) . ر . ك : حرّ عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 13 ، ص 425 و 430 و 431 و 432 و 433 .
( 2 ) . « القراءة فى ذلك عندنا ( واتخذوا ) بكسر الخاء على تأويل الأمر باتخاذ مقام إبراهيم مصلى » . طبرى ، جامع البيان ، ج 1 ، ص 421 .
( 3 ) . به عنوان نمونه مىتوان آيهى تطهير ( آيهى 33 سورهى احزاب ) را ياد كرد .
( 4 ) . سورهى بقره ، آيهى 122 .