و اين همه آثار خدائى اوست و اين جامه بجز بر قامت كبريائى قدس او بركسى نزيبد و رسا نيايد ، بلكه درك مصالح او هم بر عقول قادسه و نفوس زاكيه مشكل نمايد .
« إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
« 1 »
[ 3 ]
بلكه وصف اين امور هم جز به شخص وى ، شايسته نباشد كه يك قسمت از كلام مجيدش مشعر بر اين رموز و دقايق باشد .
« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » .
« 2 »
زهى ، ذات مقدسى كه رب العالمين است كه هر شيئى را مطابق حكمت ومناسب حال تربيت و تعليمىدهد و هر جان بنده را اعضا و جوارحى زيبنده او عطا فرمايد . يكى را بال و پر دهد و يكى را پشم و بر عنايت فرمايد . و يكى را شاخ و دم و يكى را ساق و سم و يكى را مكان معيشت واستراحت در آب نمايد . و يكى را لانه و دانه و يكى را بيدانه ابقاء هستى حيات نمايد . يكى را با مشاعر و يكى را بدون مشاعر به طريق صلاح و فلاح راه نمائى كند . جز يد قدرت او دستى نتواند اين كارگاه آفرينش را بجنباند و جز علم و حكمت او دانشى نباشد كه دائره انتظام عالم اداره نمايد . [ 4 ]
عالم آن باشد كه بينش مىدهد هر جاهلان را * قدرت آن داردكه مى بخشد به هربى جان روان را
محسن آن باشدكه احسان مىكند هرخسته جان را * پست سازد جابران و فيض بخشد مفلسان را
خلاصه در سير و حركت يا تعليم و تربيت يا در خلقت و رؤيت يا صورت و سيرت يا نور و ظلمت يا بشريت و بهميت يا حيات و اماتت يا در قبض و وساطت يا جود و بلادت و امثال اين امور ، جزبه قدرت و علم تربيت او كس را اختيار نباشد .
لكن در حركت ثانى كه حركات تشريعيه است ، ديگران را اختيارى داده و از فرط عطوفت راه صلاح و فساد آن را نموده و حس درك سعادت و شقاوت را به مقتضاى حال درونى نهاده و راه را از چاه امتياز داده و راهنما را با راهزن تفاوتى نهاده و مشعرى براى شناختن حق از باطل و جيد از ردى در هر كس كه از ودايع الهى است موجود گردانيده تا اگر كس به سوء اختيار خود ، باطلى بر حق خود ترجيح داد و راه كجى را برصراط مستقيم اختيار نمود [ 5 ] او را برحق حجتى نباشد .
هامش
( 1 ) . نحل ، آيه 77 . « همانا خدا بر هر چيزى تواناست . »
( 2 ) . المومنون ، آيه 14 . « پس بابركت است خدايى كه بهترين آفرينندگان است » .