بيت و شاعران شيعى را در بر نمىگيرد . از اين روست كه " احمد امين " مدح اين شاعران را بدون تصنع و برخاسته از درون مىداند ، او در مورد مدح شيعه مىگويد : « شعراى بنىاميه بيشتر بودند ، زيرا مال آنها فراوانتر بود و به همين جهت شعراى شيعه امثال " كميت " نيز براىشان شعر سرودهاند ، ليكن شعر شيعه پر حرارات و قوىتر بوده است زيرا غالباً از اخلاص نشأت گرفته است و اين گونه نبود كه امامان شيعه در جبران آن اشعار مال زيادى صرف نموده باشند . » ( امين ، 1952 ، ج 304 : 3 )
اين ستايشها بگونهاى نا خودآگاه و خودجوش بواسطه عشق و عظمتى كه شاعر شيعى نسبت به خاندان پيامبر ( ص ) احساس مىكرد فوران مىكند و اگر بتوان طمعى را در آنان - در هر يك از فنون شعرى - سراغ گرفت ، همانا اجر و ثواب اخروى و قرب و غفران است و بس . ( شبّر ، 1409 ، ج 184 : 9 )
مدايح نبوى از دورهى صدر اسلام با گسترش دامنهى نفوذ دين جديد و پر رنگ شدن شخصيت والاى پيامبر اكرم ( ص ) به عنوان رهبرى مدبر و توانا رواج فراوان يافت و شعراى بسيارى شعر خود را ابزارى براى دفاع از حقانيت دين جديد ، سنت نبوى و شخصيت حضرت رسول قرار دادند كه از جملهى آنها مىتوان به حسانبن ثابت انصارى كه ملقب به شاعر النبى گرديد ، اشاره كرد . از ديگر شاعرانى كه بنابر انگيزههاى گوناگون در اشعار خويش به تمجيد و ستايش پيامبر پرداختند ، مىتوان به كعببن زهير ، نابغه جعدى ، أبوالهيثم بن التَّيهان و در دورههاى بعد نيز به شاعرانى چون بوصيرى ، صفى الدين حلى و . . . اشاره كرد تا اينكه در قرن سيزدهم و در شعر شاعران حلّه ، روند مدح و ستايش همچنان ادامه يافت . از جمله شاعرانى كه در اين عصر به مدح و ثناى پيامبر ( ص ) پرداختند سيد حيدر حلّى است .
مدح در شعر سيد حيدر به دو دسته تقسيم مىشود :
1 . مدح دنيوى : و آن مدحى است كه براى دبيران و حكّام ادارى و علما و چهرههاى بزرگ و شريف سروده است . مجموع اين مدايح 27 قصيده و 3 قطعه است ، وى در اين مدايح ، در وصف ممدوح بسيار مبالغه ورزيده است . در ديوان وى اغراض ديگرى چون تهنيت ،
اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: گلثوم تنها
ص٥٨