2 - 1 پيامبر اكرم ( ص )
2 - 1 - 1 مدح
مدايح به عنوان قديمىترين و بارزترين انواع ادبى در آثار شاعران و اديبان از جايگاه ويژه و برجستهاى برخوردار است و كمتر شاعرى را مىتوان يافت كه فصلى از سخن را به سرودن اشعارش در اين مضمون و غرض اختصاص نداده باشد و همواره بخش اعظمى از ادبيات ملتهاى مختلف به اين فن تعلق يافته است .
مدح نقيض هجا و در لغت به معنى ستودن است و جمع آن مدايح است ( ابن منظور ، 1408 ، ج 589 : 2 ) و در اصطلاح ، فنى ادبى است كه بر همهى فنون منثور و منظوم عرب از جهت قدمت احاطه يافته و گرايش درونى است كه از فطرت انسان راسرچشمه مىگيرد . ( شبيب ، 33 : 1418 ) شاعر در مدح ، خصلتها و ويژگىهاى نيكوى ممدوح را هدف قرار داده و به توصيف ، ستايش و تمجيد آنها مىپردازد . او با بيان شيفتگى و شگفتى خويش از صفات و خصوصيات ممدوح ، به ذكر كمالات و محاسن او پرداخته و فضايل و صفات برجستهى ممدوح را بر مىشمارد ؛ او از صورت اعتدالى مدح فراتر رفته و افسار مدحش را به دست خيال عنانش مىسپارد و مفاهيمى شگفت و شكلى جديد مىآفريند كه تا حد زيادى از واقعيت در گذشته است . ( شامى ، 5 : 1992 )
به همان ميزان كه رثا را صادقترين شعر وصف كردهاند ، از مدايح به عنوان فنى كه كذب و ريا در آن فراوان است ، ياد كردهاند زيرا اولًا : شاعر به طمع كسب متاع دنيا به مدح ممدوح مىپردازد . ثانياً : بسيارى از امورى كه در ممدوح نمىباشد ، به او نسبت مىدهد . ( بدوى ، بىتا : 179 )
چنين تحليلى اگر در مورد بسيارى از شاعران مديحهسرا صادق باشد يقيناً مداحان اهل