منعكس گشته است . وى زنان حاضر در كربلا را در زير مجموعه " نساء ، بنات أحمد ، و بناتالزهرا ، بنات فاطمه " مطرح ساخته است و به صورت مستقل به شخصيت حضرت زينب نپرداخته است . اما شهريار در شعر خويش به طور مستقيم به زنان عاشورايى همچون حضرت زينب ( س ) ، حضرت رقيه ( س ) و رباب و ليلا عليهما السلام اشاره كرده است . شايد بتوان ريشه اين اختلاف در نگرش به شخصيت زن را در تفاوتهاى فرهنگى دو ملت و نوع نگاه جامعه عرب و ايران به زن و جايگاه اجتماعى آن در جامعه جسجو كرد . از طرف ديگر شهريار شاعرى است رمانتيك و حس لطيفى كه شاعران رمانتيك نسبت به زن دارند او را به اين سمت سوق داده است . در حالى كه سيد حيدر در محيطى حوزوى و مذهبى رشد يافته و خود يكى از علما و فقهاى آن دوره محسوب مىشود . اين نوع تربيت در محيطى چون محيط حوزه نگرش او را متفاوت تر از نگاه شهريار كه يك شاعرى اجتماعى و عاشق پيشه است ، كرده است .
18 - نگاه شهريار به شخصيت حضرت زينب دو سويه است . بدين معنا شاعر زمانى كه از حماسه عاشورا و اتفاقات بعد از آن مىگويد و به ماندگارى نهضت عاشورا مىپردازد كه با خطبههاى كوبنده حضرت زينب محقّق گشته است ؛ در اين هنگام زبان شاعر در توصيف زينب ( س ) حماسى و كوبنده است و از كلماتى بهره مىگيرد كه در خور اين نوع توصيف باشد . در اين نوع اشعار شهريار رويكردى حماسى را برمىگزيند تا بتواند مطلب را ادا كند . و در بخشى ديگر ، آنگاه كه از اسارت و تشنگى زنان و كودكان و گريه و فغان آنان براى كشتههاىشان سخن مىگويد ، زبانى نرم پيش مىگيرد تا با رويكرد حزن و اندوه وى تناسب داشته باشد . در واقع زينب در شعر شهريار هم زنى است كه در جاى خود نقش خواهر و مادرى دلسوز را ايفا كرده و هم شيرزنى كه بعد از شهادت مردانشان ، با رشادت و شجاعت خويش ماندگارى نهضت و خونشان را فراهم آورده و آرمانشان را به گوش جهانيان رسانده است و تبديل به اسطورهاى گشته كه الگوى تمام زنان انقلابى در تاريخ گشته است و شهريار به زيبايى توانسته نقش او را در هر بُعد ، متناسب با رويكردش به تصوير بكشد .
19 - شهريار در شعر خود درباره حضرت مهدى ( عج ) ، از فرهنگ انتظار مىگويد و منتظر
اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: گلثوم تنها
ص٢٨٥