مرجانه را اجرا نمايد ، پس فرياد كشيد : « چه كسى براى كشتن حسين داوطلب مىشود تا اسبان ، سينه و پشت او را پايمال كنند ؟ ! ! » . ( بلاذرى ، 1988 ، ج 409 : 3 )
« واقدى » نقل كرده است : « شمر ، پيش رفت و آن بدن مقدس را با اسب خود لگدمال كرد . ده نفر از فرزندان زنان بدكاره ، به دنبال او به راه افتادند كه عبارتند از : اسحاق بن يحيى حضرمى ، هانى بن ثبيت حضرمى ، اولم بن ناعم ، اسد بن مالك ، حكيم بن طفيل طائى ، اخنس بن مرشد ، عمرو بن صبيح مذحجى ، رجاء بن منقذ عبدى ، صالح بن وهب يزنى و سالم بن خيثمه جعفى . آنان ريحانه ى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را زير سمهاى اسبان خويش گرفته ، چندين بار رفتند و باز آمدند تا اينكه آن بدن با عظمت را به زمين چسباندند . ( بلاذرى ، 1988 ، ج 419 : 3 ، ابنشهرآشوب ، 1956 ، ج 111 : 4 ، ابنكثير ، بىتا ، ج 189 : 8 )
از مضامين مشترك ديگرى كه در شعر شهريار و سيد حيدر وجود دارد غارت شدن پيكر مطهر امام حسين ( ع ) و لگد مال شدن آن در زير سمّ اسبان است كه از وجوه تشابه موضوعى بين او و سيد حيدر محسوب مىشود .
سيد حيدر در بيت زير كه در استغاثه و برانگيختن امام زمان ( ع ) به قيام سروده است ، خطاب به ايشان مىگويد كه آيا فاجعهاى هولناكتر از اين وجود دارد كه حسين ( ع ) در روز عاشورا به زمين افتاده بود و لشكر دشمن ، با اسب از روى پيكر مطهرش رد مىشدند :
أتَرى تَجىءُ فَجيعةٌ * بأمضَّ من تلكَ الفَجيعة
حيثُ الحسينُ على الثَرى * خيلُ العِدى طحِنت ضُلوعَه
( حلّى ، 90 : 1404 )
آيا مىپندارى فاجعهاى غمبارتر از آن فاجعه خواهد آمد .
آن هنگام كه حسين عليه السلام بر زمين افتاده بود و سپاه دشمن پهلوهايش را خرد مىكرد .
شهريار نيز در ابيات زير با بهرهگيرى از روايات تاريخى ، به لگد مال شدن پيكر مطهر ايشان در زير سُم اسبان و غارت پيكر و جامههاى ايشان مىپردازد :