مفرد است و همچنين واژه « إِصْرِى » كه در جمله بعد قرار گرفته است ، به صورت مفرد است ؛ پس سياق كلمات و جملات مؤيد قرائت به وجه مفرد است .
3 .
( قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً )
( مريم : 9 )
فعل « خَلَقْتُكَ » به دو وجه « خَلَقْتُكَ » و « خَلَقْناكَ » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « خَلَقْتُكَ » است ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 317 ) . فعل « خَلَقْتُكَ » فعل ماضى متكلم وحده است . طرفداران قرائت مشهور به سياق جملات استناد نموده و هماهنگى با سياق جملات را مؤيد قرائت به وجه مفرد مىدانند ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 85 ) . ضمير « ياء » در جمله « قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَى هَيِّنٌ » بيانگر مفرد بودن جمله است و فعل « خَلَقْتُكَ » با ضمير ياء در « عَلَى » هماهنگ است .
ب . حمزه و كسايى « خَلَقْناكَ » با نون خوانده اند ( ابن مجاهد ، 1988 م ؛ ص 408 ) . فعل « خَلَقْناكَ » فعل ماضى متكلم مع الغير است . مستند قراء در قرائت به وجه جمع تعظيم پروردگار است و در قرآن كريم « خَلَقنَا » بيش از « خَلَقتُ » به كار رفته است ( كرمانى ، 1422 ق ، ص 267 ) .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : قراء فعل « خَلَقْتُكَ » را به دو وجه « خَلَقْتُكَ » و « خَلَقْناكَ » قرائت كرده اند ، قرائت مشهور هماهنگ با سياق جملات است كه به وجه مفرد فعل به خداوند متعال اسناد داده مىشود .
4 .
( وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى )
( طه : 13 )
« و من تو را برگزيدهام ، پس بدانچه وحى مىشود گوش فرا ده » .
فعل « اخْتَرْتُكَ » به دو وجه « اخْتَرْتُكَ » و « اخْتَرْناكَ » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « اخْتَرْتُكَ » است ( دانى ، 1930 م ، ص 151 ) . در قرائت مشهور فعل « اخْتَرْتُكَ » مفرد و از صيغه متكلم وحده است . در كتب حجة القراءات قرائت مشهور هماهنگ با سياق آيات دانسته شده است ( ابن خالويه ، 1421 ق ، ص 240 - 241 ) . در آيه قبل
« إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ »
( طه : 12 ) نيز « أنا » استعمال شده است .