« گفت : « من فقط فرستاده پروردگار توام ، براى اينكه به تو پسرى پاكيزه ببخشم » .
فعل « لِأَهَبَ » به دو وجه « لِأَهَبَ » و « لِيَهَبَ » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « لِأَهَبَ » با همزه است ( قلانسى ، 1404 ق ، ص 427 ) . « لِأَهَبَ » فعل مضارع منصوب است . در قرائت مشهور فعل به فرشته اسناد داده مىشود . فرشته اى كه بر مريم فرود آمده است مأمور بوده تا فرزندى را به طريقى غير از مسير عادى و عرفى آن ، به مريم ببخشد . بنابراين فرشته به مأموريت خود تصريح كرده و مىگويد :
« إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ »
. بنا بر نظر گروهى از اهل سنت با توجه به اين باور كه خداوند خالق همه افعال است . نسبت فعل به فرشته مجازى است ( فراء ، بى تا ، ج 2 ، ص 263 ) .
قرائت مشهور هماهنگ با سياق جملات است . قرائت « لِأَهَبَ » ادامه سخن فرشته است كه خود را معرفى مىكند
« إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ »
. تناسب و اتحاد در سياق جملات و مطابقت با رسم المصحف و همچنين اتفاق جمهور قاريان بر اين قرائت از نقاط قوت آن شمرده مىشود .
ب . قالون ، ورش و ابوعمرو « لِيَهَبَ » با ياء خواند اند ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 317 ) . در قرائت « لِيَهَبَ » فعل به طور حقيقى به خداوند متعال اسناد داده شده است . خداوند اراده فرموده تا پسرى پاكيزه به حضرت مريم عطا كند و فرشته اى كه بر مريم فرود آمده است با به كار بردن صيغه غائب از اراده و فعل خداوند متعال خبر مىدهد . ممكن است فعل « لِيَهَبَ » در اصل « لِأَهَبَ » بوده و همزه به خاطر سهولت در نطق به حرف ياء بدل شده است . زيرا قبل از همزه ، حركت كسره قرار دارد ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 86 ) . گفتنى است ابدال همزه در « لِيَهَبَ » جزو اصول قرائى ورش ، قالون و ابوعمرو نيست . بنابراين ، توجيه اخير استوار به نظر نمىرسد و به احتمال قوى هدف از قرائت « لِيَهَبَ » ، اسناد فعل به طور حقيقى به خداوند بوده كه موافق نظر گروهى از اهل سنت است ( ستوده نيا ، 1381 ش ، ص 96 ) . برخى از مفسران اين وجه قرائى را به علت مخالفت با رسم المصحف صحيح نمىدانند ( طبرى ، 1412 ق ، ج 16 ، ص 47 ) .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : فعل « لِأَهَبَ » به دو وجه « لِأَهَبَ » و « لِيَهَبَ » قرائت شده است . منابع احتجاج قراءات ، قرائت مشهور « لِأَهَبَ » را هماهنگ با سياق جملات مىدانند . در توضيح هماهنگى قرائت مشهور با سياق مىتوان گفت : مسأله هبه فرزند در مورد چند تن از انبياى الهى در قرآن كريم مطرح شده است كه در همه موارد هبه فرزند از مجراى طبيعى و