بر حسب عرف بشرى و از طريق عمل تناسل صورت گرفته است ؛ اما در مورد حضرت مريم مسئله اى استثنايى رخ مىدهد و خداوند متعال ملكى را مىفرستد تا فرزندى را خارج از عادت بشرى به مريم عطا كند . فرشته نيز خود را فرستاده و مأمور پروردگار معرفى مىكند و مريم را از مأموريت خود آگاه مىكند و مىگويد : من وظيفه دارم تا پسرى به تو ببخشم . بنابراين نسبت فعل به فرشته ، به طور حقيقى است نه مجازى ؛ زيرا اراده خداوند بر آن تعلق گرفته است كه اين كار به وسيله فرشته اى انجام گيرد ؛ بنابراين ، قرائت « لِأَهَبَ » نه تنها اشكالى ندارد بلكه با فحوا و سياق كلام
« إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ »
نيز هماهنگ است .
2 - 2 - 6 - 3 . قرائت به وجه خطاب و تكلم
در يك آيه از قرآن كريم فعل به دو وجه خطاب و تكلم قرائت شده و سياق مستند قراء در اختيار قرائت است .
1 .
( قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ )
( نمل : 49 )
« [ با هم ] گفتند : « با يكديگر سوگند بخوريد كه : حتماً به [ صالح ] و كسانش شبيخون مىزنيم ، سپس به ولىّ او خواهيم گفت : ما در محلّ قتل كسانش حاضر نبوديم ، و ما قطعاً راست مىگوييم » .
فعل « لَنُبَيِّتَنَّهُ » و « لَنَقُولَنَّ » به دو وجه « لَنُبَيِّتَنَّهُ » « لَنَقُولَنَّ » و « لَتُبَيِّتُنَّهُ » « لَتَقُولُنَّ » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « لَنُبَيِّتَنَّهُ » و « لَنَقُولَنَّ » با نون است ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 338 ) . فعل « تَقَاسَمُوا » مىتواند فعل امر يا فعل ماضى باشد . فراء مىگويد : در اين وجه قرائى فعل « تَقَاسَمُوا » مىتواند فعل ماضى و خبر از آنها باشد : « قالوا متقاسمين بالله لنيتنَّه وأهله » ( فراء ، بى تا ، ج 2 ، ص 296 ؛ ابن خالويه ، 1421 ق ، ص 272 ) . در اين وجه قرائى متكلمان نيز از جمله مقتسمين هستند .