جستارى در تعريف شعر از ديدگاه عبدالقاهر جرجانى و جاحظ بصرى
جواد غلامعلى زاده « 1 »
مريم گرمسيريان « 2 »
چكيده
تعريف شعر از مقولههايى است كه پيوسته در طول تاريخ مورد توجه نظريه پردازان و منتقدان ادبى بوده است و البته بسيارى از ايشان شعر را قابل تعريف نمى دانند و دليل غالب آنان تكيه بر ابعاد نا شناخته ظهور و توليد اين نوع سحر انگيز كلامى است . از جمله منتقدينى كه به تعريف شعر پرداختهاند ، عبدالقاهر جرجانى و جاحظ بصرى هستند كه آراء در خور توجهى در اين باب دارند . جاحظ شعر را ساختارى از وزن درست ولفظ برگزيده ، كلمات آسان ، برخاسته از ذوق سليم ، سبك نيك و محكم و نه كلمات وحشى و غريب مىداند به عبارتى ديگر جاحظ بيش از هرچيز به لفظ درشعر اهميت مىدهد . حال آنكه عبدالقاهر اصولٌا براى وزن جايگاهى قائل نيست و درخصوص لفظ و معنا نيز او نه جانب لفظ را مىگيرد و نه جانب معنا را بلكه هم براى لفظ و هم براى معنا هر دو اعتبار قائل است .
اين پژوهش مىكوشد با روش توصيفى و تحليلى به نقد و بررسى موشكافانه ديدگاههاى اين دو منتقد ادبى درباره تعريف شعر بپردازد و تصوير دقيقى از شعر را فرا روى خوانندگان گرامى قرار دهد .
كليد واژه : عبدالقاهر جرجانى ، جاحظ بصرى ، تعريف شعر ، لفظ و معنا .
هامش
( 1 ) . استاديار گروه زبان و ادبيات عربى دانشگاه زابل /Javad gh 61 @ yahoo . com( 2 ) . دانشجوى كارشناسى ارشد گروه زبان و ادبيات عربى /Garmciryan . m 1370 @ gmail . com