بازخوانى مراتب تجلى تعادل در معمارى اسلامى
سميه اميدوارى « 1 »
مريم اميدوارى « 2 »
چكيده
معمارى به عنوان يكى از جلوه هاى عالم تشريع و به عنوان ظرفى براى مظروف زندگى انسان ، نقش بسيار مهمى در پرورش توانايىهاى انسان و از سويى ايجاد بستر مناسب در جهت دستيابى وى به تعادل و وصول او به كمال داشته است . معمارى اسلامى نيز به عنوان معمارى برآمده از بينش اسلامى ، نقش موثرى در جهت فراهم كردن بسترمناسب براى ايجاد تعادل در محيط را داشته است .
اين مقاله با استفاده ازروش توصيفىتحليلى ، به تعريف و تبيين معمارى اسلامى و رويكردهاى مطروحه نسبت به آن از منظر مستشرقين و معرفت شناسان مى پردازد و در ادامه به اين حقيقت اشاره خواهيم كردكه تعادل قانون سارى و جارى در هستى بوده است و اسلام نيز به معناى تسليم شدن در برابر حق و در برابر قوانين موجود در عالم مى باشد ، لذا معمارى اسلامى به عنوان جلوه اى از هستى كه از انديشه اسلام برآمده است ، بى شك از اين تعادل بى نصيب نبوده است . سپس با اشاره به مراتب تعادل ؛ مرتبه ايستايى ، كاركردى ، بصرى و آرامشى به تحليل تجلى اين مراتب تعادل در خانه هاى ايران و عراق مى پردازد و به وجوه اشتراكات اين تجلى ها به صورت خاص در خانه هاى اصفهان و بغداد مى پردازد .
كليد واژه : معمارى اسلامى ، تعادل ، خانه ، اصفهان ، بغداد .
هامش
( 1 ) . استاديار گروه معمارى ، دانشگاه علم و هنر يزد /S . omidvari @ sau . ac . ir( 2 ) . دانشجوى كارشناسى ارشد معمارى ، دانشگاه آزاد اسلامى واحد تفت /Omidvari 266 @ yahoo . com