واكاوى مضمون مشترك استعمار ستيزى در شعر دوره مشروطه ايران و شعر پايدارى عراق
دكتر سيد محمد اميرى « 1 »
نوشين منصورپور « 2 »
چكيده
شرايط و رخدادهاى سياسى ، اقتصادى ، فرهنگى و اجتماعى در ايران عصر مشروطه و عراق عصر استعمار ، نقش موثرى در گرايش شاعران آن دوره به مساله استعمار ستيزى داشته است . در اين شرايط خاص از تاريخ دو كشور ، شاعرانى متعهّد و آگاه با سرودن اشعار و قصايد فراوان با محوريت وطن دوستى ، آزادى خواهى و استعمار ستيزى در صدد غفلت زدايى و آگاهى بخشى به اكثريت ناآگاه و خاموش جامعه بر آمدند .
نزديكى جغرافيايى و همچنين پيوندهاى فرهنگى و اجتماعى مشترك سبب گشت تا در مضامين شعر و ادب دو ملت نيز شباهتهايى ايجاد شود و شاعران بيدار دل دو كشور در سرودههاى هدفمند خود دردهاى مشترك را به تصوير بكشند ؛ لذا مفاهيمى نظير : وطن خواهى ، آزادى خواهى ، استبداد ستيزى ، استعمار ستيزى ، در اشعار اين دوره راه يافت .
مقاله حاضر سعى دارد ؛ با نگاهى تطبيقى به بررسى مقوله استعمار ستيزى و وجوه آن در شعر دوره مشروطه ايران و شعر پايدارى عراق بپردازد و به سؤالات زير پاسخ دهد : استعمار ستيزى از چه دورهاى در شعر ايران و عراق آغاز شد و چه عواملى در رشد و شكلگيرى آن نقش داشت ؟ استعمار ستيزى چه وجوه مشتركى در نگاه شاعران دو كشور دارد ؟ مهمترين وجوه اشتراك و افتراق ديدگاه شاعران استعمار ستيز دو كشور چه بوده است ؟
كليد واژه : ادبيات تطبيقى ، وطن ، استعمار ، مشروطه ، ظلم ستيزى .
هامش
( 1 ) . استاديار زبان و ادبيات عرب ، دانشگاه آزاد اسلامى واحد نجف آباد .
( 2 ) . كارشناس ارشد و دانشجوى دكتراى زبان و ادبيات فارسى ، واحد نجف آباد .