عوامل انحطاط دول ابن خلدون و مقايسه آن با دادههاى تاريخى اجتماعى ايران
فروغ السادات اخضرى « 1 »
چكيده
ابن خلدون بر كتاب تاريخ خود مقدمهاى در دو جلد و بالغ بر هزار صفحه پيرامون علل و عوامل ظهور و سقوط دولتهابه رشته تقرير درآورد . در اين مقدمه ايشان به ابداع علمى تحت عنوان عمران اذعان نموده كه محتواى آن علم ، همان جامعه شناسى امروزين است . به همين خاطر گروه بسيارى معتقدند كه وى از اولين جامعه شناسان و تحليلگران حوزه اين علم و مبدع اصلى علم جامعه شناسى است .
ابن خلدون در كتاب مقدمه پديدههاى اجتماعى را به دو روش علمى استقرايى و روش قياسى ، همچنين روشهاى مشاهده مستقيم و غير مستقيم ، مورد بررسى قرارداده است . مباحثى كه در حوزه جامعه شناسى سياسى مورد بررسى و تفحص قرارده است شامل : عوامل ايجابى دولتها ، عوامل انحطاط دولتها ، نشانههاى زوال دولتها و به طور كلى تغيير و تحول دولتها و نظامهاى سياسى است .
دادههاى دوره تاريخى بعد از اسلام تا اواخر حكومت صفويه ، بهترين گزينه براى سنجش ميزان علمى بودن تئورى انحطاط ابن خلدون ، انتخاب شد و براى هر سلسله عوامل ايجابى و سقوط در تئورى ابن خلدون ، مورد به مورد بررسى و مورد مقايسه قرار گرفت . بررسى فوق نشان داد در 80 % موارد تئورى ابن خلدون صادق است و مىتواند علل ظهور و سپس سقوط دولتها را تبيين نمايد . در پايان اين گونه نتيجه گيرى شد كه تئورى انحطاط دول ابن خلدون مىتواند به عنوان يك تئورى علمى در حوزه جامعه شناسى سياسى براى جوامع مشابه مطرح گردد .
كليد واژه : ابن خلدون ، ظهور و سقوط دولتها ، جامعه شناسى ، تاريخ اسلام .
هامش
( 1 ) . كارشناس ارشد جامعه شناسى ، عضو هيئت مدرسان شهردارى تهران /forough . akhzari @ yahoo . com