بررسى تطبيقى دلالتهاى مشترك رنگ در اشعار نيما يوشيج و اديب كمال الدين
ليلا يادگارى « 1 »
چكيده
عنصر رنگ ، پديدهاى جدايىناپذير از مقوله ادبيات است . شاعران در دورههاى مختلف تاريخى از طريق رنگ ، بسيارى از راز و رمزها را به خواننده منتقل كردهاند . رنگ در آيين ملتها از جايگاه نمادينى برخوردار است و ممكن است از قومى به قوم ديگر با توجه به فرهنگ آن مليت متفاوت باشد . مفاهيم برگرفته از رنگ در فرهنگ ايران و عراق تا حدود زيادى يكسان است و اين به دليل مشتركات فرهنگى دو ملت و تعاملات گسترده آن دو در زمينههاى مختلف از ديرباز تا كنون مىباشد . بر همين اساس در اين پژوهش سعى شده است با روشى توصيفى - تحليلى ، به بررسى مفاهيم يكسان رنگ در اشعار دو شاعر بزرگ و پرآوازه ايران و عراق « نيما يوشيج » و « اديب كمال الدين » پرداخته شود .
بر اساس اين پژوهش ، بسامد كاربرد و مفاهيم و دلالتهاى برخى از رنگها در اشعار نيما و اديب كمال الدين مشابه است و رنگ سياه پركاربردترين رنگ در اشعار دو شاعر است . رنگ سياه دلالتها و معانى مشابهى در شعر دو شاعر دارد كه ظلم ، سياهى ، بىعدالتى و استبداد از جمله آن معانى است و حاكى از نگاه و بينش مشترك آن دو به اين رنگ است .
كليد واژه : نيما يوشيج ، اديب كمال الدين ، رنگ سياه ، ظلم ، استبداد .
هامش
( 1 ) . دانشجوى كارشناسى ارشد زبان و ادبيات عرب ؛ دانشگاه خليج فارس بوشهر /Yadegari . l 60 @ gmail . com