تعامل فرهنگى زاگرس مركزى و بين النهرين در هزاره پنجم پيش از ميلاد
محمود حيدريان « 1 »
چكيده
منطقه زاگرس مركزى ، يك مسير ارتباطى مهم را به وجود آورده كه از طريق آن نواحى مركزى فلات ايران به منطقه بين النهرين متصل مىشود . در اين محدوده ، دشتهاى بزرگى چون ماهيدشت ، اسلامآباد ، كرمانشاه ، بيستون ، كنگاور ، هرسين ، سنقر ، صحنه و . . . واقع شدهاند كه يك منطقه فرهنگى بزرگ را در غرب ايران تشكيل دادهاند . اين منطقه از كانونهاى اصلى تحولات فرهنگى جوامع انسانى از دوران پارينهسنگى تا دوران تاريخى به شمار مىآيد . با توجه به حجم زياد انباشتهاى باستان شناسى دورههاى نوسنگى ، مسسنگ ، مفرغ و آهن در منطقه و اتفاق نظر برخى از باستان شناسان مبنى بر ساخت اولين نمونههاى سفالى در آن كه در قلمرو فلات ايران كانون اصلى است ، به نظر مىرسد كه جوامع باستانى ساكن در آن به صورت تدريجى ، درونزا و بدون تاثيرپذيرى از مناطق ديگر بسيارى از تحولات فرهنگى را يكى پس از ديگرى پشت سر گذاشتهاند . اما شواهد باستان شناسى ، به خصوص از دوره مسسنگ به بعد ، گوياى تاثير فرهنگهايى از مناطق همجوار در اين منطقه است . گسترش فرهنگهاى سفالى دالما ، عبيد ، يانيك و اوروك در اين محدوده فرهنگى از جمله نمونههاى بارز اين شواهد هستند . مقاله پيش رو قصد دارد تا با يك رهيافت مقايسهاى ، به بررسى دوره فرهنگى دالماعبيد در دو منطقه بين النهرين و زاگرس مركزى بپردازد . براى دستيابى به شناسايى اين عامل ، تمامى دادههاى باستان شناسى دو حوزه فرهنگى ، مورد بررسى و تحليل قرار مىگيرد تا ميزان فعل و انفعالات موجود در آنها را مشخص نمايد . براساس مطالعات انجام شده به نظر مىرسد كه هريك از اين مناطق به صورت متقابل در يكديگر تاثير گذاشتهاند هر چند تنوع فرهنگى محلى هر ناحيه را نيز نبايد ناديده گرفت .
كليد واژه : زاگرس مركزى ، بين النهرين ، باستان شناسى ، دالما ، عبيد .
هامش
( 1 ) . استاديار گروه باستان شناسى دانشگاه شهركرد .