تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
چون محمد تقى ز فيض ازل * شد به دانش ، سرآمد عالم بر سپهر كمال همچو مسيح * كرد احياى علم دين از دم روضة المتقين پرفيضش * كرده گلزار علم را خرّم عالم سنّت و كتاب كه بود * متشابه ز رأى او محكم فيض عامش رسد به خلق خدا * همچو خورشيد در همه عالم همچو شاخى كه خم شود از بار * گشت از بار علم ، قدّش خم از جهان خاطرش چو گشت ملول * كرد پرواز تا به باغ ارم معنى معرفت نماند به لفظ * روح علم از جسد نمود چو رم چون نشست آن محيط فضل از جوش * كربلاى دگر شد از ماتم خامه معجز آفرين « شعيب » * شد پى سال فوت او چو علم گشت هر يك ستوده تاريخى * اين دو مصرع كه آمد از پى هم « مسجد و منبر از صفا افتاد » * « صاحب علم رفت از عالم »
آقا احمد بهبهانى مى نويسد : « و اخيار آن بلده ، بارگاه عالى بر مرقد مقدّس او ساختند و إلى الآن مطاف اهالى و اعالى شيعيان است » . « 1 »
هامش
( 1 ) . مرآة الاحوال ص 102 .
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 526 | الشيخ رحيم القاسمي