شود كه تصنيف شيعه است ، و پاره اى فكر كنند در احوال خود ، هرآينه ترك همه نموده ، مشغول رياضت نفس خود خواهد شد ، و لكن المرء عدوّ لما جهل » . « 1 »
ملا محمد طاهر در جواب مى نويسد :
« و اين طرفه كه حضرت آخوند را گمان اين است كه ما احياء علوم را نديده ايم و مطالعه نكرده ايم ، و گمان كرده اند كه نفس را به مجاهده و رياضت بسيار اصلاح نموده اند . عزيزا ! اگر چنانچه شما خود را به رياضت اصلاح نمى كرديد پس نفس شما چون مى بود ؟ واقع اين همه خشونت و درشتى ، با سبق آشنايى مى توان نمود ؟ « 2 »
« الحمد لله كه حق تعالى به فضل خود ، دل ما را از پيروى غير اهل بيت گردانيده ، و توفيق داده كه سال ها احاديث اهل بيت را بر محدّثين معتبر خوانده ام ، و از صلحاى مشايخ ، اجازت حديث گرفته ، و تا زنده ام به توفيق ربانى پيروى اهل بيت مى نمايم ، و از طريق غير ايشان كه موجب ضلالت است اجتناب مى كنم ، و فريب غولان راه دين را نمى خورم » . « 3 »
« حضرت آخوند . . . فرموده اند كه هر بيتى از مثنوى مرشد كاملى است ، و تأسف خورده اند كه ما از ادراك معانى آَن بى بهره ايم ! مخفى نماند كه حق تعالى به فضل و رحمت خود ما را از پيروان اهل بيت گردانيده ، و به بركت احاديث ايشان ، ما را از همه كس بى نياز ساخته ، بلكه اگر مولانا [ صاحب مثنوى ] زنده بود محتاج بود كه حديث اهل بيت از كمترين بشنود ، و آداب دين دارى و خداپرستى يادگيرد » . « 4 »
« خدا گواه است كه ما مردمان را به ضلالت نمى اندازيم ، بلكه مردمان را به راه
هامش
( 1 ) . همان ج 2 ص 620 621 .
( 2 ) . همان ج 2 ص 622 .
( 3 ) . همان ج 2 ص 624 .
( 4 ) . همان ج 2 ص 640 .