حيات و زندگانى نيست مگر به دين و آيين 146
حيا نكند و شرم ندارد هيچ كس چون نداند چيزى را از آنكه بياموزد آن را 158
خانهء علىّ و فاطمه از آن خانهها است 294
خبر داد ما را اللّه تعالى به اينكه راضى شد از جماعتى كه تحت شجره با پيغمبر بيعت كردند 31
خبر داد مرا جبرئيل ( ع ) كه مردم بر او ظلم خواهند كرد 365
خبر داد مرا جبرئيل كه در وقت آمدن گذشتم بر علىّ و او حيوانات خود را به چراگاه برده 84
خبر داد مرا حبيب من كه رنگ آن سگ ابلق مايل به سياهى 339
خبر دادند كه جويرية بن مسهّر را بر دار خواهند كشيد 62
خبر دادند كه دست و پاى رشيد هجرىّ را خواهند بريد 63
خدا او را بكشد ، چه بىحيا مردى است . آيا نمىداند كه من حليف سيف و خدين رمحام 136
خدا رحمت كند علىّ را . بارالها ! بگردان حقّ را با علىّ هركجا كه بگردد علىّ 222
خداوندا ! اين جماعت اهل و عشيرت مناند 241
خداوندا ! سؤال مىكنيم از تو به حقّ آن عجايبى كه به ما نمودى 344
خداوندا ! مرا زنده مگذار در مسئلهء مشكلى كه علىّ زنده نباشد 48
خداى تعالى به تو مزد نيكو دهد و به زن ابن الخصيب 394
خداى تعالى به من پنج چيز داد و به علىّ پنج چيز 360
خداى تعالى خطاب فرموده با مؤمنين و فرموده كه خلافتى را كه خداى تعالى براى شما قرار داده 294
خضاب خواهد شد اين به اين 62
خواهد بود بعد از من دوازده امير ، همگى از قبيلهء قريش 277
خواهش من بود ، به غير از شماها كسى ديگر را در مسجد نمىداشتم ؛ ليكن اللّه تعالى اين كرامت 197
خواهم داد رايت و علم را به مردى كه خدا و رسول را دوست مىدارد 240
خواهند كشت تو را گروه ياغى 213
خوشا حال تو اى پسر ابو طالب ! كه مثل تو مىتواند بود كه اللّه تعالى فخر كرد 74
خوشا حال تو اى عمّار ! تو را مقتول خواهند ساخت 130
داخل شدم بر عمر در اوّل خلافت او و به جهت او صاعى از خرما بر روى 369
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 521
مساهمون: محمد باقر شهرستانى موسوى
ص٥٢١