تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
حيات و زندگانى نيست مگر به دين و آيين 146 حيا نكند و شرم ندارد هيچ كس چون نداند چيزى را از آنكه بياموزد آن را 158 خانهء علىّ و فاطمه از آن خانه‌ها است 294 خبر داد ما را اللّه تعالى به اينكه راضى شد از جماعتى كه تحت شجره با پيغمبر بيعت كردند 31 خبر داد مرا جبرئيل ( ع ) كه مردم بر او ظلم خواهند كرد 365 خبر داد مرا جبرئيل كه در وقت آمدن گذشتم بر علىّ و او حيوانات خود را به چراگاه برده 84 خبر داد مرا حبيب من كه رنگ آن سگ ابلق مايل به سياهى 339 خبر دادند كه جويرية بن مسهّر را بر دار خواهند كشيد 62 خبر دادند كه دست و پاى رشيد هجرىّ را خواهند بريد 63 خدا او را بكشد ، چه بىحيا مردى است . آيا نمىداند كه من حليف سيف و خدين رمح‌ام 136 خدا رحمت كند علىّ را . بارالها ! بگردان حقّ را با علىّ هركجا كه بگردد علىّ 222 خداوندا ! اين جماعت اهل و عشيرت من‌اند 241 خداوندا ! سؤال مىكنيم از تو به حقّ آن عجايبى كه به ما نمودى 344 خداوندا ! مرا زنده مگذار در مسئلهء مشكلى كه علىّ زنده نباشد 48 خداى تعالى به تو مزد نيكو دهد و به زن ابن الخصيب 394 خداى تعالى به من پنج چيز داد و به علىّ پنج چيز 360 خداى تعالى خطاب فرموده با مؤمنين و فرموده كه خلافتى را كه خداى تعالى براى شما قرار داده 294 خضاب خواهد شد اين به اين 62 خواهد بود بعد از من دوازده امير ، همگى از قبيلهء قريش 277 خواهش من بود ، به غير از شماها كسى ديگر را در مسجد نمىداشتم ؛ ليكن اللّه تعالى اين كرامت 197 خواهم داد رايت و علم را به مردى كه خدا و رسول را دوست مىدارد 240 خواهند كشت تو را گروه ياغى 213 خوشا حال تو اى پسر ابو طالب ! كه مثل تو مىتواند بود كه اللّه تعالى فخر كرد 74 خوشا حال تو اى عمّار ! تو را مقتول خواهند ساخت 130 داخل شدم بر عمر در اوّل خلافت او و به جهت او صاعى از خرما بر روى 369