مسجد ساكن ساختم 197
جنگ با تو ، جنگ با من است ؛ و صلح با تو ، صلح با من است ؛ و پنهان تو پنهان من 329
جنگ با تو ، جنگ با من است ؛ و صلح با تو ، صلح با من است ؛ و سرّ تو سرّ من 82
جود و بخشش ، اثر نجابت طبيعت و بزرگى آن است 177
چرا چنين نباشد كه من از اويم و او از من 101
چرا چنين نكنم و حال آنكه تو مىرسانى به مردم سخن مرا 227
چرا مىخندى ؟ به خدا قسم كه اگر تو در برابر آن حضرت روى چنانچه من رفتم 127
چگونه به تو آزار رسد كه محمّد تو را برداشته و جبرئيل فرود آورده 346
چون اللّه تعالى آسمانها و زمينها را آفريد ، پس آنها را خواند 223
چون اينها را شنيدم به سجده افتادم و حمد كردم اللّه تعالى را بر آنچه انعام به من فرموده 83
چون پيغمبر از دنيا رحلت فرمود ، قسم خوردم كه ردا از دوش خود نگذارم تا آنكه جمع كنم 49
چون خلق كرد اللّه تعالى آدم را و دميد در او از روح خود ، عطسه كرد آدم 12
چون روز قيامت شود ، منادى ندا مىكند از بالاى حجب 279
چون روز قيامت مىشود ، اللّه تعالى به جهت من در جانب راست عرش قبّهاى از طلاى سرخ 347
چون روز قيامت مىشود ، امر مىكند اللّه تعالى جبرئيل را كه بر در بهشت بنشيند 255
چون روز قيامت مىشود ، علمى از نور سفيد مىبندند و منادى ندا مىكند كه برخيزد 317
چون روز قيامت مىشود ، مىزند خداى - عزّ وجلّ - در جانب راست عرش به جهت من قبّهاى 348
چون روز قيامت مىشود و نصب مىكنند صراط را بر كنار جهنّم 255
چون مرا به آسمان بردند و به سدرة المنتهى رسيدم 363
چون ملائكهء مقرّبين و ملائكهء كرّوبين فضايل علىّ و اختصاص او را شنيدند 356
چهار كساند كه دعاى ايشان مستجاب مىشود 178
چهار كساند كه من شفيع ايشانم روز قيامت 276
چه چيز تو را گريانيد يا فاطمه 228
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 519
مساهمون: محمد باقر شهرستانى موسوى
ص٥١٩