روايت كرده ابن بابويه قمى - كه يكى از فضلاى شيعهء اثنى عشريه است و از اولاد شيخ جليل مكرّم ، صاحب تصانيف معظّم ، ابو جعفر محمّد بن بابويه صدوق است - در كتابى از كتب خود كه در مناقب آن حضرت تصنيف نموده بود و التزام فرموده بود كه چهل حديث كه هريك از آن احاديث مروى از چهل راوى باشد ، در آن كتاب جمع نمايد ، ذكر كرده قصّهء عجيب و گفتهاى كه شاعر ببغاء 519 نزد يكى از پادشاهان رفت و هر سال معمول چنان بود كه يك مرتبه نزد او مىرفت .
چون اين مرتبه آمد ، آن پادشاه به شكار رفته بود . وزير به خدمت او مكتوبى نوشته فرستاد و اعلام نمود از قدوم آن شاعر . آن ملك امر كرد او را كه در بعضى از خانههاى خود آن ميهمان را فرود آورد . پس به فرموده عمل نموده ، او را به خانهء خود جاى داد و در آن خانه غرفهاى بود و ببغاء هر شب در آنجا سر مىبرد و اين غرفه درى داشت به كوچه و هر شب پاسبان شهر بعد از نصف شب
/ 153 A /
مىآمد و مىگفت : اى غافلان ! ياد كنيد خدا را . پس سبّ حضرت امير المؤمنين