ايشان مسئلهها را پرسيدند ، حضرت فرمود كه : « با من شرط مىكنيد كه اگر خبر دهم به نحوى كه در تورات شما مسطور است ، داخل شويد در دين ما و ايمان بياوريد به پيغمبر ما ؟ »
گفتند : شرط كرديم ، خبر ده ما را از قفل آسمانها .
آن حضرت فرمود كه : « قفل آسمانها شرك به خداست . زيرا كه بنده چون كافر باشد - خواه مرد و خواه زن - كه عمل او بالا نمىرود . »
ديگر گفتند : خبر ده ما را از كليد اين قفلها .
فرمود كه : « كليد آن شهادت « أن لا إله إلّا اللّه و أنّ محمّدا عبده و رسوله » است . »
ايشان به يكديگر نظر كرده ، گفتند : راست گفت اين جوان . پس پرسيدند كه :
خبر ده ما را از قبرى كه با صاحبش راه مىرفت .
فرمود : « آن
/ 133 A /
ماهى بود كه يونس بن متّى در شكم او بود و او در درياهاى هفتگانه مىگشت . »
گفتند : خبر ده ما را از شخصى كه قوم خود را انذار نمود كه نه از جنّ بود و نه از انس .
فرمود كه : « آن مور سليمان بود كه گفت :
يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ »
( يعنى : « اى گروه موران ! داخل خانههاى خود شويد كه پايمال نكنند شما را سليمان و لشكر او ، و ايشان خبر نداشته باشند . » )
گفتند : خبر ده ما را از پنج تن كه در زمين راه رفتند كه در رحم نبودند .