بدرستى كه شيعهء تو در آن روز بر منابر نور خواهند بود ؛ و حق بر زبان تو جارى است و در قلب تو جاى كرده و ميان دو چشم تو است . » 300
و در مناقب خوارزمى مذكور است كه معاويه امر كرد سعد بن ابى وقّاص را به سبّ امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - سعد امتناع كرد .
معاويه گفت كه : چرا مخالفت امر من نمودى و چه چيز مانع تو شد از سبّ
/ 95 B /
او ؟ !
سعد گفت كه : سه فضيلت كه خود شنيدم از حضرت رسول كه دربارهء او فرمود كه : اگر يكى از آنها براى من مىبود ، دوستتر مىداشتم از شتران سرخ موى . شنيدم از آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - در وقتى كه خود به نفس نفيس به يكى از غزوات مىرفت و حضرت امير را در مدينه گذاشته ، بر سر اهل و عيال خود . پس آن حضرت به خدمت رسول اللّه آمده ، عرض كرد كه : « يا رسول اللّه ! مرا در مدينه مىگذارى با زنان و صبيان ؟ ! »
حضرت به او فرمود كه : « آيا راضى نيستى كه بوده باشى نسبت به من به منزلهء هارون نسبت به موسى الّا اينكه نبوّت و پيغمبرى ديگر بعد از من نيست ؟ » 301
و ديگر شنيدم كه آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - مىفرمود روز جنگ خيبر كه : « خواهم داد رايت و علم را به مردى كه خدا و رسول را دوست مىدارد ؛ و خدا و رسول او را دوست مىدارند . »
پس ما همگى گردنها بلند كرديم كه شايد مصداق اين كلام بوده باشيم .
حضرت رسول فرمود كه : « بخوانيد به جهت من علىّ را . »