الْقُرْبى
( يعنى : « بگو تو اى محمّد ! كه طلب نمىكنيم از شما مزدى بر رسالت خود ، مگر دوستى و محبّت اقربا و خويشان من » ) و امير المؤمنين سيّد ذو القربى بود .
روايت كرده احمد بن حنبل در مسند خود كه رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - روزى دست حضرت امام حسن و امام حسين - عليهما السلام - را گرفته ، فرمودند كه : « من أحبّنى و أحبّ هذين و أباهما و امّهما ؛ كان معى فى درجتى يوم القيامة » 238 ( يعنى : « كسى كه دوست دارد مرا و دوست دارد اين دو را و پدر و مادر ايشان را ، درجهء او مثل درجهء من خواهد بود در روز قيامت . » )
و در همان كتاب روايت شده از زرّ بن خنيس « 1 » كه گفت : حضرت امير المؤمنين - عليه السلام -
/ 80 A /
فرمود كه : به خدا قسم كه بر من معلوم شد فرموده و عهد رسول اللّه كه مىفرمود به من كه : « يا علىّ ! لا يبعضك إلّا منافق و لا يحبّك إلّا مؤمن » 239 ( يعنى : « دشمنى با تو ندارد مگر منافق و دوست تو نيست مگر مؤمن . » )
و در همان كتاب روايت شده از عبد الرحمن بن ابى ليلى كه حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود : « لأعطينّ الراية غدا رجلا يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله كرّارا غير فرّار » ( يعنى : « مىدهم فردا علم را به مردى كه دوست مىدارد خدا و رسول را و دوست مىدارند خدا و رسول او را ، و حملههاى متواتر مىكند در حرب و نمىگريزد از خصم و غنيم . » )
اصحاب آن حضرت همگى گردنها كشيدند كه شايد مصداق اين كلام ،
هامش
( 1 ) . ك : زيد بن حبيش .