بحث چهارم در ارسال سورهء برائت به مكّهء معظّمه
و آنچنان بود كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - ابا بكر را مصحوب سورهء برائت به مكّه فرستاد كه بر اهل مكّه بخواند و بگويد كه مشركين بعد از اين سال به مكّه نيايند ؛ و طواف خانهء كعبه برهنه نكنند ؛ و اينكه بهشت حرام است بر غير مسلم ؛ و كسى كه ميانهء او و ميانهء رسول خدا مهلتى تا به مدّتى بوده باشد ، بعد از انقضاى آن مدّت ، ديگر مهلت نخواهد بود ؛ و اينكه خدا و پيغمبر بيزارند از مشركان .
چون ابو بكر متوجّه سفر شد ، بعد از سه روز از رفتن او جبرئيل امين به نزد رسول ربّ العالمين آمد و گفت : يا رسول اللّه ! خدايت سلام مىرساند و مىفرمايد كه نمىبرد اين سوره و پيغامها را مگر تو يا شخصى كه از تو باشد .
پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - را طلبيده ، فرمود كه : « بر ناقهء عضباى من سوار شو و از عقب ابو بكر برو و خود را به او برسان و سورهء برائت را از او بگير و بر اهل مكّه بخوان و پيغامها را برسان و مخيّر كن ابو بكر را ميان اينكه با تو بيايد يا به نزد من برگردد . »
چون ابو بكر آن حضرت را ديد ، مضطرب شد و پيش راه آمد و پرسيد كه : به چه كار
/ 54 A /
آمدهاى ابو الحسن ؟ ! آيا با من خواهى بود يا به جهت شغل ديگر آمدهاى ؟
امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - فرمود كه : « حضرت سيّد كاينات مرا فرستاده كه آيات را از تو بگيرم و بر اهل مكّه بخوانم و عهد مشركين را بر طرف كنم و تو را مخيّر فرمود ميان آمدن با من و برگرديدن به نزد آن حضرت . »