تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
و روايت است از سويد بن غضله كه گفت : روزى داخل شدم به منزل علىّ بن ابى طالب ، ديدم كه آن حضرت - صلوات اللّه عليه - نشسته و كاسهء شيرى نزد او بود كه ترش شده بود و بوى ترشى آن را مىشنيدم ؛ و در دست مبارك آن حضرت نان جويى بود كه نخالهء جو بر روى او پيدا بود ، و آن نان را به دست خود مىشكست و در ميان شير مىانداخت . به من فرمود كه : « نزديك بيا و از طعام ما تناول كن . » عرض كردم كه : روزه‌ام . فرمود كه : شنيدم از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - كه : « هركه او را
/ 25 A /
منع كند صوم از تناول طعامى كه خواهد ، لازم است بر اللّه تعالى كه از اطعمهء بهشت او را بخوراند و از شرابهاى آن او را بياشاماند . » 116 سويد گفت كه فضّه كنيز آن حضرت - صلوات اللّه عليه - ايستاده بود . به او گفتم كه : از خدا نمىترسى كه به جهت اين مرد پير از « 1 » آرد نابيخته نان مىپزى ؟ ! گفت : آن حضرت چنين فرموده . حضرت پرسيد كه : « چه مىگويى ؟ » آنچه گفته بودم عرض كردم . فرمود : « پدر و مادرم فداى كسى باد كه هرگز به جهت او آرد را نبيختند و از نان گندم سه روز متعاقب سير نخورده تا به جوار رحمت الهى رفت ( يعنى حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - ) . » 117 و روزى آن حضرت - صلوات اللّه عليه - مىگذشت در بازار . پس پيراهنى به
هامش
( 1 ) . س : - از .