گفتهء مرا با آن كتابها موافق يا بى ، ايمان خواهى آورد ؟ »
گفت : بلى يا ولىّ اللّه !
فرمود كه : « در بعضى از كتب شما مسطور است كه حضرت موسى بن عمران روزى نشسته بود . فرشتهاى از طرف مشرق آمد .
موسى از او پرسيد كه از كجا آمدهاى ؟
گفت : از نزد خداوند جليل آمدهام .
پس ملكى ديگر از طرف مغرب آمد و از او نيز پرسيد ، او نيز چنين گفت .
پس فرشتهء ديگر آمد از آسمان هفتم ، و موسى از وى سؤال كرد . آن فرشته نيز چنان گفت .
پس ملكى ديگر از زير زمين هفتم آمد و از وى پرسيد .
گفت : از زير زمين ، از نزد اللّه تعالى آمدهام .
موسى - عليه السلام - فرمود كه : منزّه و بزرگوار خداوندى است كه هيچ جاى از وى خالى نيست و به جايى نزديكتر از جاى ديگر نيست . »
يهودى گفت : شهادت مىدهم كه آنچه گفتى حقّ است و تو سزاوارى به جاى پيغمبر ، نه آنكه به ظلم و غصب متصرّف است . 83
حكم ديگر آنكه قدامة بن مظعون شراب خورده بود . عمر خواست كه او را حدّ بزند .
گفت : حدّ بر من واجب نيست . زيرا كه اللّه تعالى در كلام مجيد فرموده
لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا
( يعنى : « نيست بر جماعتى كه ايمان آوردهاند و كارهاى نيك و شايسته كردند ، باكى در آنچه