إليك و أدفع إليك كتبى و سلاحى كما أوصى إلىّ و دفع إلىّ كتبه و سلاحه و أمرنى أن آمرك إذا حضرك الموت أن تدفعها إلى أخيك الحسين - عليه السلام - . » ثمّ أقبل على الحسين و قال : « أمرك رسول اللّه أن تدفع إلى ابنك هذا . ثمّ أخذ بيد عليّ بن الحسين و قال أمرك رسول اللّه - صلّى اللّه عليه « 1 » و آله « 2 » - أن تدفعها إلى إبنك محمّد ؛ فأقرأه من رسول اللّه و منّى السلام . » پس « 3 » نصّ هريك از ائمّه به خلافت آن ديگرى كه بعد از اوست ، نصّ متواتر است و تفصيل در كتب مبسوطه است و زياده از اين در اين مختصر مذكور نيست .
و بالأدلّة السابقة .
يعنى دليل بر آنكه هريك از ائّمهء اثنا عشر - عليهم السلام - تعيين كرده است ديگرى را كه بعد از او امام است ؛ از جهت آنكه واجب است كه امام - عليه السلام - معصوم باشد ، چنانچه گذشت ؛ و نيست در زمان هريك از ائمّه - عليهم السلام - غير از هريك كه معصومند بلاخلاف . پس امامت منحصر و معيّن است در حضرات ائمّهء معصومين - عليهم السلام - ؛ و اگر چنين « 4 » نباشد ، لازم آيد كه زمان خالى باشد از امام كه حافظ شرع پيغمبر است - صلّى اللّه عليه و آله - و لطف است نسبت به مكلّف ؛ و اين باطل است چنانچه گذشت .
تنبيه : دليل ديگر آن است كه هريك از ائمّه در زمان حضور ، افضل بودند از جميع رعيّت از هريك از اشخاص بشر در جميع كمالات ، چنانچه اين معلوم است به تواتر ؛ و كلّ آنكس كه افضل باشد از اهل زمان خود با انقطاع نبوّت ، پس او امام است . زيرا كه قبيح است تقديم مفضول بر فاضل - چنانچه سابقا مذكور شد - و
هامش
( 1 ) . س : + السلم .
( 2 ) . س : - و آله .
( 3 ) . س : از .
( 4 ) . س : - و اگر چنين .