و مقدمات آن ) از او است ، كه به اين مطلب در ص 477 با عبارت زير تصريح شده است :
« از آغاز كتاب حج تا بدينجا ، از آن نجل صاحب عروه ، حضرت سيد محمد است » .
سيد محمد ، متولد و دانش آموختهء نجفاشرف نزد برخى از شاگردان سيد و نيز خود ايشان بود و از فقها و مدرسان طراز اول حوزهء نجف در عصر خويش بهشمار مىآمد . او داراى تصديق اجتهاد از سوى پدر ، مؤلف آثار گوناگون در دانش فقه و اصول و نيز حكم و مواعظ ( همچون : كتاب الحج ، صحائف الابرار فى وظائف صلاة الليل ، و خرقه ) و بالاخره نامزد مرجعيت و زعامت شيعيان جهان پس از صاحب عروه بود كه البته عمرش كفاف نداد و پيش از پدر درگذشت . « 1 » وى غروب روز جمعه 12 جمادى الثانى 1334 ق در شهر مقدس كاظمين درگذشت و پس از انتقال پيكرش به نجف ، در مقبرهء خانوادگى به خاك سپرده شد . « 2 »
سيد محمد ، با چنين شخصيت والايى ، در امر جهاد با قواى بريتانيا در جنگ جهانى اول به نمايندگى از پدر ، فعال و پيشگام بود ، و مرگ زودرسش نيز بىارتباط با همين امر نبود .
حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ على ربانى خلخالى ، نويسندهء سختكوش و ولايت شعار معاصر ، از همسر سيد محمد نقل مىكند كه گفته است : مرحوم سيد محمد وقتى عازم جبهه بود به من گفت مقدارى برايم حنا درست كن ، مىخواهم خود را به آن خضاب كنم و اين دستور آقا انجام پذيرفت . علت اين خضاب . . . از او پرسيده شد ، فرمود مىخواهم در ميدان جنگ ، كشتهء مرا بشناسند . اگر جسد كفار و مسلمين از هم تشخيص داده نشد مرا ، به اين جهت ، بشناسند . « 3 »
جناب خلخالى مىافزايد : حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد رضا طباطبايى ، فرزند سيد محمد ، نقل مىكند كه در جبههء جنگ افتخار همراهى پدر را داشتم . پول و آذوقهء لشكرمان تمام شد . بعضى مؤمنين به عشاير و قبايل الباب اطلاع دادند كه آيت اللّه زادهء يزدى و همراهانش از نظر مادى در مضيقه مىباشند . سران قبايل به مجرّد شنيدن اين جريان ، پولهاى زيادى در اختيار پدر قرار دادند و هرچه به پدرم اصرار كردند
هامش
( 1 ) . براى شرححال ، مقامات ، آثار و فرزندان سيد محمد ، و عظم منزلت وى نزد صاحب عروه ، ر . ك ، السيد محمد كاظم اليزدى ، كامل سلمان جبورى ، صص 506 - 511 .
( 2 ) . يادداشتهاى حاج سيد عبد العزيز طباطبايى ، به نقل از : مذكّرات شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء .
( 3 ) . شهداى روحانيت شيعه در يكصد سالهء اخير ، 1 / 141 .