در اذهان عموم ، بدى خيالات جاى كرد ، خاصّه عربها ، و در همهء مجالس بدگويى از اهل فساد مىشود و رسيد حدّ مطلب به آنجا كه لا بد خطوط پستهء « 1 » قبل ، شرح آن را دارد و شنيدهايد كه عامّهء كسبه از عرب و از عجم ، خاصه مشايخ عرب ، چونكه جسارت لسان اهل فساد را شنيده بودند و هم گفته شده بود كه : سيد را خواهيم كشت ، يا بنويسيد كه مطلقا همراهى واجب است ، براى حفظ حضرت والد هجوم كردند و در محلّ نماز جماعت فرياد مىزدند كه كجايند كسانى كه مىخواهند براى گرفتن تلگراف امضاى كفريّات ، سيد را بكشند ؟
غوغايى شد كه الحق دين اسلام قوّتى تازه گرفت ؛ واقعا مددى بود از غيب و از نظر حضرت حجت ارواحنا فداه ، و حضرت والد را با سلام و صلوات به خانه رسانيدند و فعلا هم حكومت عثمانى در [ صدد ] انتقام گرفتن و نفى بلد « 2 » نمودن مفسدين است و صريحا به توسط رئيس بلديه به آقايان پيغام داد كه اينجا بلد خارجه است ؛ صحبت مشروطه ، موقوف ، و الا برويد به ديار خود .
خلاصه ، فعلا عامهء مردم از استماع ظهور كفريات در بلاد عجم كه از مسافرين خودشان كه به ارض اقدس رفته [ و ] مراجعت كرده شنيدهاند ، بر مشروطه صريحا در كوچه و بازار لعن مىكنند و احدى جرئت ذكر خير مشروطه را ندارند . لله الحمد ، باطن اسلام ، كفر ملحدين و زنادقه را فاش نمود . اجمالا خيلى مطلب ، موهون شده است .
شما و ساير مقدسين از اهل علم جلوگيرى از كفر و الحاد زنادقه بنماييد كه ان شاء اللّه امر مجلس [ شوراى ملى ] موافق رضاى خدا و رسول و مطابق شريعت مطهره اقامه شود و منافى با شرع نباشد و دين مردم و معرفة اللّه جلّ شانه كه اصل غرض از بعث انبياء و مرسلين است از بين نرود و زحمات اجداد طاهرين و شهادت خود و اصحاب كه براى حفظ دين و هدايت مردم بوده از دست نرود . و السّلام .
على الطباطبائى ، 2 رجب 1325 « 3 »
در نامههاى فوق ، چندين بار از اقدام مشروطهخواهان تندرو و سكولار مبنى بر تهديد سيد به قتل ياد شده است ، كه پيش از اين ، در فصل : « تندى مشروطهخواهان ، و گذشت و سعهء صدر سيد » از آن به تفصيل سخن گفتيم .
هامش
( 1 ) . پست .
( 2 ) . تبعيد .
( 3 ) . رسائل ، اعلاميهها . . . ، تركمان ، صص 307 - 312 .