تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
دامان شما را بگيريم ، كه حاليه كار دست شما است . حكم از شما باشد ، اجرا از ما . در راه دين حاضريم از مال و از جان . تا كى ما شيعه مذهب [ ها ] ذليل باشيم ، طعنه‌ها بشنويم و گذشت از او ، عرض « 1 » [ و ] ناموس نداشته باشيم ؟ زن مسلمان در ميان نامحرمها ، كدام قانون است ؟ خدايا ! به داد ما برس ! زن ، شرب خمر خورده در كوچه و بازار گردش نمايد ، كسى متعرض نشود ، بگوييد : مشروطه است ؟ و اين چيزهايى كه در اين ملك سر زده است [ و ] به چشم ديده‌ايم ؛ نوشته‌ام ؛ و از صد ، يك را نوشته‌ام . تكليف ما مسلمانها چه چيز است ؟ آخر فكرى به حال ما نماييد ! شايد حكم همين باشد ، تا حال ما ندانسته‌ايم . البته بايد ما را اطلاعى بدهيد ، از خواب « 2 » بيدار نماييم مخلوق را . همين‌قدر ، قوّه [ و ] قدرت را دارم كه هرنوع حكمى صادر بشود مجرا نماييم . در فقرهء مشروطهء غيرمشروعه ، چون در راه دين [ و ] مذهب ، از جان [ و ] مال حاضرم . حاليه را هم تا نفس دارم نطق مىكنم در هرمجلس مشروطه طلب‌ها و آزادىطلب‌ها . اين است كه از آنجايى كه تبعهء روس هستيم از اهل بادكوبه در انزلى ساكن ، نمىتوانند با ما درشتى كرد و اسباب ستم وارد آورد . خداوند به حق محمد [ و ] آل محمد ، هركس كه از براى اين مشروطه قدم زد و خدمت كرد و حكم داد ، فرداى قيامت در حضور حضرت رسول ، روسياه بشود . . . چه عرض نمايم ؟ اگر يك كتاب از حال مشروطه بنويسم كم است . همين‌قدر ، تكليف ما چيست ؟ چه كنيم ؟ اگر جواب عريضه را ندهيد بنده روز قيامت دامان شما را خواهم گرفت . چون امروز بزرگ دين ما شما هستيد ، ما عوام هستيم . تكليف معلوم بفرماييد . . . خداوند به شما طول عمر عنايت بفرمايد به حق محمد و آل محمد . . . ديگرى ، در نامه‌اى كه تاريخ آن دقيقا بر ما معلوم نيست ( و ظاهرا از خوزستان ، و پس از گلوله‌باران گنبد مطهر امام هشتم عليه السّلام در محرم 1330 ق نگارش يافته ) به سيد مىنويسد : به عرض عالى مىرساند : اگر در روز اولى كه صحبت از دولت مشروطه شد ، از علمايى كه اقدام در تأييد اين مقصود كردند سؤال مىكردى كه جهت اين اقدامات چيست ؟ مىفرمودند : براى حفظ اسلام است ، به ما ثابت شده است كه با اين وضع ، استقرار دولت اسلام محال است و عمّا قريب « 3 » مضمحل مىشود . ما هم در اين فقره با علماء اسلام شركت داريم كه وضع سابق خيلى بد بود و اسباب
هامش
( 1 ) . در اصل : ارض . ( 2 ) . در اصل : خاب . ( 3 ) . به زودى .