حال مردم كه مذهب جعفرى را دارا هستند .
همينقدر يك حالت مشروطه را عرض نمايم كه چه شده است - و بنده هم با كسى غرض شخصى ندارم ، خدا شاهد است ، مگر تعصب دين [ و ] مذهب - در مجلسهاى مخفى در حضور نامحرم و خارجه ، زنهاى مطرب مشغول رقاصى بودهاند و اين عمل قبيح ، از حضرات مشروطهطلبها سر مىزد و لكن حاليه ، چهاردهم شهرحال [ جمادى الثانى 1329 ] را اعلان زده از مجلس كه اسباب تياتر در باغشاه دائر و مردها پول تماشا چهار قران ، و زنهاى مسلمان دو قران ، و مشروبات هم از هرقبيل موجود ، و مرد [ و ] زن در ميان چادر باز ، پهلوى هم نشسته به تماشا مشغول ، يك روز [ و ] يك شب .
كدام قانون شيعه مذهب ، اينطور كارها [ را ] كدام پيغمبر فرموده است ؟ شايد ماها عوام بوديم ، نفهميدهايم . تاكنون كسى به هركسى كه امر [ و ] نهى مىگوييم . مىگويند مشروطه است و آزادى .
خدايا به ما رحم فرما ! نزديك است كه شيرازهء عالم بههم بخورد . نماز موقوف شده ، روزه موقوف شده ، از بعضيها كه مشروطهخواه هستند . نمازخوانها را استهزا مىكنند ، روزهدار را استهزا مىكنند ، خمرخوار ، شرابفروش ، لامذهب ، بابى ، شيخى ، دهرى ، همه آشكار شده و در حمام مسلمانها مىرود ، كسى قادر نيست كه متعرّض شود ؛ مىگويند مشروطه است [ ! ] .
آخر كار ما مسلمانها را چه بايد بشود و كجا فرار نماييم و به كدام شخص عرض حال نماييم ؟ بايد شما فكرى به حال ما مسلمانها بكنيد . در زمان غيرمشروطه كه دولت ، آدمكش « 1 » را از روى قانون شريعت مىكشتند ، دزد را سر مىبريدند ، لواطگر را حد مىزدند ، زناكن را حدّ شرعى مىزدند ؛ حالا را هركارى كه از دست مردم برمىآيد ، بيست [ و ] چهار ساعت حبس ، بعد مرخّص مىكنند . مردم نه صاحب ناموسند ، نه صاحب دين ، نه مذهب . تمام ، اسم مشروطه و آزادى شنيده از راه بيرون رفتهاند .
علماها [ كذا ] كه همه ، خانههاى ايشان بسته [ شده است ] ؛ نه به نماز حاضرند نه به هيچ عمل . تماما كارها ، قانونى فرنگ شده ، لباسها فرنگى مآب شده از زنانه و مردانه .
حضراتى كه اجازهء مشروطه را دادند فرداى قيامت چه جواب خواهند داد در حضور حضرت رسول ؟ چرا چارهء اين كار [ را ] نمىكنند ؟ تكليف ماها چه هست ؟ چه كنيم ؟
آخر ماها كه شيعه مذهب هستيم چه كنيم ؟ فرداى قيامت بايد در حضور حضرت ،
هامش
( 1 ) . در اصل : آدمكوش .