روس ( كه آن روزها تبريز و قزوين را به اشغال خود درآورده بود ) برابر شمرده است ! او كلام خويش را با اين جملات تلخ به پايان مىبرد :
« اجمالا بدانيد حقيقت عساكر كارى روس و انگليس ، اينگونه مردمند ، و الّا از عساكر قزوين و تبريز ، اگر اينها در كار نبودند ، خوفى نداشتيم و يقينا تا حال نمانده و زودتر از اينها رفته بودند . آنها هم به اميد اين دسته كاركنان داخلى مانده [ اند ] . اگر خبر از وضع معاشها و استخدام مستخدمين ، و تلف ماليهء ملّت در چه مصارف ، و عدم صرف آن در تشكيل قشون نظامى كه براى چه غرض و چه مقصد بوده ؟ داشته باشيد ، بايد عوض اشك ، خون گريه كنيد كه اين همه زحمات را براى چه فدا كرديم و آخر كار به چه نتيجهء ضدّ مقصودى ، به واسطهء همين چند نفر خيانتكار دشمن گرفتار شديم . كشف اللّه تعالى هذه الغمّة عن الملّة . . . » . « 1 »
بارى ، كربلايى آقا جان در نامهء خود به سيد چنين مىنويسد :
. . . تصدق وجود مباركت گردم . اولا خداوند عالم ، وجود شما را از جميع بليّات محفوظ فرمايد به حق محمد [ و ] آل محمد . ثانيا خداوند سايهء بلندپايهء شما را از سر فقرا كم نگرداند به حق محمد [ و ] آل محمد .
چون ما اهالى انزلى كه در اينجا ساكن هستيم ، آخر اسلام - اول كفر است و لكن از اول مشروطهء غيرمشروعه تخم پاشيده شد در خاك ايران به حكم مجتهدين نجف « 2 » ، مردم نه صاحب مال ، نه صاحب عيال و اطفال ، نيستند ، و مذهب و مسلمانى از ميان خلايق پامال شد . نمىدانم امتحان بوده است از براى خلايق ؟ يا اينكه بلايى بود مردم مبتلا شدند ؟ خداوند خودش رحم فرمايد .
همينقدر [ بايد بگويم كه ] زمانى نخواهد كشيد زنهاى مسلمان ، بىچادر ، به اسم آزادى مشروطه در ميان بازار گردش كرده ميان خارجپرستان [ مسيحيان ] و غير مذهبها . اگر بخواهم از حالات مشروطه بنويسم كه چه شده است در ايران و حاليه [ چه ] هست باعث ملالخاطر مىشود و آنوقت بايد شب [ و ] روز گريه كرد براى
هامش
( 1 ) . روزنامهء حبل المتين ، ش 15 ، 28 رمضان 1328 ق ؛ اوراق تازهياب مشروطيت و نقش تقىزاده ، صص 208 - 212 . براى نامههاى ديگر شيخ عبد اللّه مازندرانى ر . ك ، اسنادى دربارهء هجوم انگليس و روس به ايران ، گردآورى محمد تركمان ، صص 125 - 127 ؛ مجلهء راهنماى كتاب ، سال 12 ، ش 5 و 6 ، مرداد - شهريور 1348 ش ، ص 313 .
( 2 ) . تعريض به فتاوى و احكام مراجع مشروطهخواه نجف در حمايت از مشروطيت .