تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
سيد احمد طباطبايى در نامه به پدر ( مورخ 5 محرم 1323 ) حتى از پخش شايعهء اختلال مشاعر ! صاحب عروه در تهران خبر مىدهد ، و اين نشان مىدهد بازيگران سياسى براى پيشبرد اهداف شوم خويش ، حاضر بودند تا كجا پيش روند ؟ ! « 1 » اين تجربهء تلخ اما گرانبار تاريخى ، سيد را - كه همواره با عصاى احتياط راه مىرفت - محتاطتر ساخت و اين امر ، بىگمان در مواضع به شدت محتاطانهء بعدى او در دوران مشروطيت بىتأثير نبود . به هرروى ، كشاكشى كه ميان تجار تهران ( و طيف حامى آنها ) با حكومت عين الدوله ( بر سر مسيو نوز ) وجود داشت ، سرانجام تجار را به نشانهء اعتراض بر ضدّ نوز ، در فاصلهء 19 تا 27 صفر 1323 به تحصن در حضرت عبد العظيم عليه السّلام واداشت و سيد احمد ( فرزند صاحب عروه ) در نامه‌اى كه همان ايام ( حدود 23 صفر 1323 ) به پدر نوشت پيشنهاد كرد كه سيد دستخطى در حمايت از تجار معترض صادر كند تا حزازت ( ناراحتى ) تلگراف قبلى را نيز از بين ببرد . چه ، به زعم وى ، حرف تجار از جهات گوناگون درست و به قاعده بود : اولا مسيو نوز مبلغ 4 كرور در سالهاى اخير از تجار زيادتر ماليات گمركى گرفته و به دولت هم نداده و خود خورده بود . در ثانى ، تجار با اين اعتراض خويش ، در برابر كفر قرار گرفته و با تسلط كفار ( بخوانيد : مستشاران فرنگى ) بر جامعهء اسلامى به چالش برخاسته بودند . نيز به سيد هشدار داد كه مبادا چيزى بر ضدّ مواضع تجار مرقوم دارد كه ديگر قابل رفع و رجوع نخواهد بود . سيد احمد ، همچنين ، زمانى كه جمعى از علماى تهران بر ضدّ عين الدوله به حضرت عبد العظيم عليه السّلام ( موسوم به مهاجرت صغرا ) مهاجرت كردند ، در نامه به پدر ، ضمن شرح ماجرا و عدم همراهى امثال شيخ فضل اللّه و امام جمعهء تهران با مهاجران ، تأكيد كرد كه : اخبار مربوط به « اين امر ، لابد به نجف خواهد رسيد و طرفين
هامش
( 1 ) . در نامهء سيد احمد مىخوانيم : « در سه چهار روز قبل شهرت كرده بود كه حضرت حجة الاسلام عالى ديوانه شده‌ايد و دماغتان مختل شده است . . . خدا رحم كرد كه اخوى ، سيد حسن [ پسر صاحب عروه ] ، مخصوصا سلامت وجود مبارك را از كربلا نوشته بود و همان روزها رسيد و مطلب هم معلوم بود كه مغرضين به جهت چه اغراضى ، اين مطالب [ را ] شهرت داده‌اند و مردم هم غالبا از ما استفسار كردند و تكذيب كرديم و مخصوصا اين ايام را در غالب مجالس روضه‌خوانىها مىرويم كه خلاف اين معنى را بر مردم اظهار داريم » .