نگشته . . . و آن ، نتيجهء ضروريات سياست اقتصادى وزير اعظم است . او تميز داده كه بدون كارگزاران اروپايى ، بهبود وضع مالى ايران كه نخستين شرط لازم استقلال آن مىباشد ، ناممكن خواهد بود . ازاينرو اگر چه به اندازهء امين السلطان به شخص مسيو نوز اعتماد ندارد ، دست او را در ادارهء امور بازگذارده است . « 1 »
آنچه فوقا گذشت ، « وجه مثبت » و « نقطهء قوّت » كار مسيو نوز و همكاران بلژيكى وى بود . كارنامهء نوز و دستيارانش ، اما ، از پارهاى تعدّيات به تجار و احيانا لفتوليسها « 2 » خالى نبود و اين امر طبعا نارضايى و اعتراض تجار و بازرگانان ايرانى را به نحو فزايندهاى برمىانگيخت . مع الوصف ، توفيق نوز در خدمت به خزانهء تهى دولت و افزايش 50 درصدى درآمد گمركى ايران « 3 » ، سبب شده بود كه عين الدوله ، اعتراض مخالفان را ناديده گيرد و در برابر آنها ، تا حدّ لجاجت از نوز حمايت كند . در اين ميان ، همسويى سفارت انگليس با تجار در مخالفت با نوز « 4 » ، حمايت دستگاه امين السلطان « صدراعظم معزول » ( بهانگيزهء تضعيف و سرنگونى عين الدوله ) از مخالفان نوز « 5 » و دوستى ديرين بهبهانى ( رهبر روحانى مخالفان ) با امين السلطان ( رقيب سرسخت صدراعظم ) « 6 » نيز عين الدوله را در بىاعتنايى به تجار معترض ( و حاميان روحانى ايشان ) مصممتر مىساخت . گفتنى است كه تصوير مشهور مسيو نوز ( با لباس روحانيت در مجلس
هامش
( 1 ) . ايدئولوژى نهضت مشروطيت ايران ، 1 / 126 - 127 .
( 2 ) . ر . ك ، گزارش ايران - قاجاريه و مشروطيت ، مخبر السلطنه ، ص 179 .
( 3 ) . تاريخ ايران ، سرپرسى سايكس ، ترجمهء فخر داعى گيلانى ، 2 / 540 - 541 . نيز ر . ك ، مقدمات مشروطيت ، هاشم ما فى ، ص 234 . براى گزارش مسيو نوز از وضع گمرك ايران در زمان قاجاريه ، و بيلانكار او ر . ك ، مجلهء بررسيهاى تاريخى ، سال 7 ، ش 5 ، ص 153 و سال 8 ، ش 4 ، ص 231 ؛ زندگى سياسى اتابك اعظم ، مهراب اميرى ، صص 389 - 398 .
( 4 ) . نامههاى يوسف مغيث السلطنه ، به كوشش معصومهء ما فى ، صص 49 - 50 .
( 5 ) . واقعات اتفاقيه در روزگار ، شريف كاشانى ، 1 / 20 .
( 6 ) . محمد مهدى شريف كاشانى ( از اجزاى دستگاه بهبهانى ) صراحتا به « كدورت شخصى » مرحوم بهبهانى از عين الدوله اشاره دارد ( واقعات اتفاقيه . . . ، 1 / 19 ) . شبههء ضديت « شخصى » بهبهانى با عين الدوله به قدرى در اذهان مردم رسوخ داشت كه حتى سيد محمد طباطبايى ، پيشنهاد مصرّانهء بهبهانى ( مبنى بر همراهى طباطبايى با وى بر ضدّ عين الدوله ) را به اين شرط پذيرفت كه « جناب آقا سيد عبد اللّه مقصود را تبديل كنند و غرض شخصى در كار نباشد » ( تاريخ مشروطهء ايران ، كسروى ، ص 48 ، به نقل از تاريخ بيدارى ايرانيان ، نوشتهء ناظم الاسلام كرمانى ) .