بخصوص روزى كه دستخط جناب سراج الملك را [ براى جلال الدوله ] برديم ، چند نفر رعيّت ندوشنى به شكايت آمده بودند ، همه مردمان حاجى و معمّم و محترم ؛ همينكه رفتند حضور طولى نكشيد كه صداى توسر زدن و دويدن آنها آمد كه از عمارت قلعه بيرون آمدند . يكى از آنها در كرياس افتاد ضعف نمود ، به دوش كشيدند بردند او را . مخصوصا آن روز خواست به ما بنماياند كه هركه امسال شكايت از تعدّى و زيادكردن مىنمايد جوابش همين است . بعد عقب سر آنها فرّاش آمد نزد ما و جواب عريضهها و نوشتهء سراج الملك را آورد كه مشير الممالك مىگويد زيادى از عشر نگرفتهام . « 1 »
وقتى كه جلال الدوله ، اينگونه از نمايندهء مهمترين تاجر ايران در پايتخت زهر چشم مىگرفت ، تكليف مردم ساده و بىدفاع شهر معلوم بود .
حكومت جلال الدوله بريزد ، در دورهء دوم ، ويژگى ديگرى هم داشت كه آنچنان را آنچنانتر مىساخت ، و آن : تبانى و سازش با سران بهائيت بود : نواب وكيل ، در شرحى كه از ماجراى درگيرى مسلمانان با بهائيان در يزد در زمان جلال الدوله مىدهد ، از « اظهار بابيگرى » جلال الدوله نزد ابن ابهر ( حاجى ميرزا محمد تقى ابهرى موسوم به ابن ابهر ، از دستياران چهارگانهء عباس افندى در ايران و مبلغان مشهور فرقه ) سخن مىگويد و نقل مىكند كه جلال الدوله مزرعهء خويش در اطراف يزد را به اعتبار نام عباس افندى ( پيشواى فرقه ) ، « عباسآباد » گذارده بود . « 2 »
به روابط پنهان و گستردهء جلال الدوله با سران و مبلغان فرقهء بهائيت ( از جمله ابن ابهر ) در آثار بهائيان نيز كرارا تصريح شده « 3 » و اين منابع ، حتى مسافرت ابن ابهر به يزد را « به خواهش و رجاى جلال الدوله » مىشمارند . « 4 »
اظهارات منابع بهائى درمورد روابط جلال الدوله با سران و مبلغان فرقه ، در حالى است كه همان منابع ، به ستمگرى و سنگدلى جلال الدوله نسبت به مردم اعتراف دارند .
محمد على خان بهرامى ، تحصيلكردهء دار الفنون تهران ، از مبلغان و نويسندگان بهائى
هامش
( 1 ) . يزد در اسناد امين الضرب ، دكتر اصغر مهدوى و ايرج افشار ، صص 80 - 81 ، دربارهء مظالم و جنايات جلال الدوله در ايام حكومت يزد زمان ناصر الدين شاه همچنين ، ر . ك ، مأخذ پيشگفته ، صص 75 - 83 ، بويژه صص 80 - 81 ؛ مشروطيت در يزد ، صص 28 - 30 و 133 به بعد .
( 2 ) . خاطرات نواب وكيل ، ص 259 .
( 3 ) . ر . ك ، ظهور الحق ، ج 8 ، قسمت 2 ، صص 965 - 969 و 974 ؛ تاج و هاج . . . ، عزيز اللّه عزيزى ، صص 102 - 103 و 161 - 162 .
( 4 ) . مائدهء آسمانى ، عبد الحميد اشراق خاورى ، 5 / 19 .