( مورخ حدود 23 صفر 1323 ) مىنويسد : « در هفتهء قبل شرحى معروض داشتم ، اين هفته هم باز چند مطلب لازم الابلاغ است كه بايد عرض كنم ، هرچند به اخوى ، سيد حسن نوشتهام تأكيدا به حضور مبارك هم عريضه مىدارم . اين ايام رسالهء مجمع المسائل خيلى محلّ حاجت است و على الاتصال از اطراف ، خاصّه از رشت و مشهد و تبريز ، مطالبه مىكنند . مخصوصا از اين رسالهء كوچكى كه طبع شده و هفتهء قبل چند نسخهء آن را ارسال داشتم . موازى يكصد جلد ارسال رشت و يكصد جلد ارسال مشهد و يكصد جلد ارسال كرمانشاه نمودم و وعده دادم كه رسالهء مجمع المسائل هم در شرف طبع است ، ان شاء اللّه پس از اتمام ، ارسال خواهد شد . غرض آنكه فورى مقرر داريد اخوى آقا سيد حسن بقيهء اجزاء آن را كه به مركّب چاپ نوشته شده ارسال دارند با پست كه خيلى لازم است » . همو در نامهء بعدى خويش ( مورخ 6 ربيع الاول 1323 ) به صاحب عروه خاطرنشان مىسازد : « در باب رسالهء مجمع المسائل تا حال مكرّر عرض شده است كه بفرماييد اخوى ، سيد حسن ، اجزاء آن را ارسال دارند كه زودتر چاپ شود ، خيلى مهم است ، متصل از اطراف ، خصوص رشت و تبريز مطالبه دارند . . . » .
بىجهت نيست كه ، شيخ اسد اللّه گلپايگانى ( از شاگردان سيد ) كه كتابش را در واپسين سالهاى حيات سيد به چاپ رسانده ، از وى با عنوان « مرجع تقليد اكثر مردمان ايران . . . » ياد مىكند . « 1 » همچنين مرحوم ميرزا محمد مهدى كشميرى مؤلف تكلمهء نجوم السماء در سال 1324 ق ( نخستين سال مشروطيت ) مىنويسد :
صيت اجتهاد و فقاهتش در اطراف و اصقاع مشهور است ، بل على لسان الجمهور كسى را در اعلميت او دغدغه نيست . اكثر عرب و عجم ، تقليدشان را باعث قبولى اعمال خود مىدانند . « 2 »
* زعامت عامّه
با درگذشت آخوند خراسانى در سال 1329 ق ، موقعيت سيد از اين هم فراتر رفت و مرجع عام و زعيم على الاطلاق شيعه گشت . آيت اللّه حاج شيخ محمد رضا نجفى مسجدشاهى ( استاد امام خمينى ) در زندگىنامهء خود نوشت خويش ، از مرحوم سيد با عنوان شخصيتى ياد مىكند كه رياست فرقهء اماميه در آن زمان ، به وى رسيده بود :
هامش
( 1 ) . شمس التواريخ ، ص 96 .
( 2 ) . تكملة نجوم السماء . . . ، ميرزا محمد مهدى لكهنوى كشميرى ، 2 / 278 .